بدون شرح !

پرده ی اول

تازه با افسردگی دو روز کشیک پنج شنبه و جمعه کنار آمده ام و دارم مریض ویزیت میکنم . ساعت 7 عصر است . سرم را که از روی نسخه برمیدارم مردی را میبینم که بدون احترام به مریضی که داخل نشسته وارد شده و میخواهد ارجاعش دهم . دلم میخواهد بگویم وقتی مریض دارم نباید وارد شوی ولی حوصله اش را ندارم . آرام میگویم آقا عصرها ارجاع نداریم . زیر لب چیزی میگوید و برخلاف انتظارم زود میرود. دلم برای آقای پذیرش میسوزد که پشت سرهم قسم میخورد که به خدا من گفتم عصر ارجاع نداریم . از درمانگاه که در می آیم همه چیز را فراموش کرده ام ، با خودم میگویم مسائل مهمتری برای فکر کردن دارم . ارزشش را ندارد .

.......................................................

پرده ی دوم

در را که باز میکنم آقای پذیرش مضطرب می گوید آقای رئیس زنگ زده و می گوید چرا مریض را برگردانده اید . میدانم آقای رئیس از روال کاری اینجا باخبر است و اگر مریض آشنای آقای رئیس بود باید خودش را معرفی میکرد . پس دلیل اینکه آقای رئیس شخصا زنگ میزند نامعلوم است . طی تماس تلفنی معلوم میشود فرد مورد نظر از درمانگاه خارج نشده به آقای رئیس زنگ میزند و میگوید من صبح تا ساعت 9.30 منتظر بودم ولی دکتر نیامد . یاد صبح میافتم که از ساعت 8 که وارد درمانگاه شده ام بدون اینکه فرصت کنم لباس کار بپوشم مریض دیده ام ، از اتهامی که بر من وارد شده خنده ام میگیرد ولی چاره ای نیست . نه حوصله ی دعوا دارم و نه حوصله ی اعصاب خردی . امضا میکنم و میرود . به واسطه ی احترامی که برای آقای رئیس قائل شده ام برنده ی میدان آن آقای بی تربیت است و بازنده من .

.........................................................

پرده ی سوم

آدم هر قدر هم که بخواهد بیخیال شود در اثنای افسردگی کشیک 5 شنبه و جمعه نمی شود ، به خصوص وقتی میدانی تنها روز تعطیلت در حالی که بقیه در حال استراحتند باید کار کنی . آقای رئیس میگوید مریض گفته ما صبح تا ساعت 9.30 نبوده ایم ، مریض گفته دکتر گفته زیاد حرف بزنی میدهم از گوشت بگیرند و با لگد بیاندازنت بیرون . برایم مهم نیست آقای رئیس حرفهایش را باور میکند یا نه ، به هر حال حق را به مریض داده وگرنه شخصا زنگ نمیزد که ارجاع دهید . ولی برایم مهم است که از من هم گاهی حمایت شود . مهم است گفته شود که پزشک درمانگاه مطابق قانون عمل کرده . مهم است احترام متقابلی از جانب رئیس داشته باشم . مهم است وقتی من به خودم این اجازه را نمی دهم وقت و بی  وقت به رئیسم زنگ بزنم او هم این اجازه را به هر کس و ناکسی ندهد . مهم است رئیسم از حق حمایت کند ...

....................................................

پرده ی چهارم

با آقای رئیس در مورد اینکه چرا باید برخلاف قانون درمانگاه عمل کنم حرف میزنم . من حرف خودم را میزنم و او حرف خودش را . می گوید با آدمهای شر در نیفتید . کارش را راه بیاندارید برود . نهایتا شماره بیمه اش را بردارید تا دفترچه اش باطل شود . دفترچه اش را باطل میکنیم آقای رئیس ، ولی چه کسی آن صحنه ی ضایع شدن یک فرد تحصیل کرده که بر حسب اتفاق حق هم با اوبوده را از ذهن یک انسان نادان که حق با او نبوده باطل میکند ؟

نه باطل کردن دفترچه و نه ضایع کردن پزشک راه حل این مشکل نبود و نیست . خودتان هم خوب میدانستید . ولی اینکه چرا این راه را انتخاب کردید .... ؟

 

/ 20 نظر / 32 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد رضا

خانوم دکتر تو یه ادم از خود راضی هستی که خیال می کنی زمین و زمان به تو بده کارند

zar

حیف........

يك اورولوژيست

جناب محمد رضا:اول اينكه كامنتت كه بي‌ربط بود و مشخص هست كه همينجوري صفحه رو باز كردي و از روي عقده يك چيزي نوشتي...ولي اين رو توي كله‌ات فرو كن كه همه امثال تو به امثال خانم دكتر بدهكارند و هيچ‌وقت نمي‌تونن جبران زحماتش رو بكنند...

يك اورولوژيست

اين پست رنگ بغض داشت...بغضي كه اين جامعه باعثش مي‌شه...جامعه‌اي كه به طور معكوس با اين قشر رفتار مي‌كنه...افسوس...

آذرخش

داستان تلخ همیشگی .. این تویی که باید کوتاه بیای ... تویی که باید همه چیز رو بفهمی[لبخند]

ونوس

باحال بود من هنوز دوره فیزیوپاتم و اول راه.به من سر بزنید

سیب پزشکی

سلام دوست عزیز شما دعوت هستید، در اینجا: http://www.medapple.com/site/2011/08/traditional-med-yes-no/ ممنون میشم اگه نظرتون رو در مورد "طب سنتی: از راست تا دروغ" در وبلاگ خودتون بفرمایید.

سعید

سلام خیلی بده که روز تعطیل کشیک بدی می دونی بد تر از این چیه؟ بدتر از این اینه که تعطیلات نوروز باید بمونی تو یه جزیره ی خشک و بی آب و علف کار کنی تا مردم کشورت آسایش داشته باشن ،12 ساعت در روز کار کنی تعطیلات نداشته باشی و صبح جمعه ساعت 6 بری سرکار همیشه بدتر از اونی که فکر می کنی هم هست. از وبلاگت خوشم امد. سر می زنم

Zahra

cheghad hasasi! donya por az in etefaghate, bekhay va3 chize kuchik enghad fekr koni zud pir mishi! garche khodamam haminam:D