من و حسودی هایم ...

راشتش را بگویم ... من حسودی ام میشود .

حسودی ام میشود به آنهایی که نمی فهمند . و به واسطه ی نفهمیشان دنیا را همین چیزی که دور و برشان است میبینند . مثلا در همین ده به دنیا آمده اند و تا آخر عمرشان هم از آن ده تکان نمیخورند . همه ی زندگی را در همین زمینهای اطراف میبینند و نهایتش یک زیارت مکه و کربلا و مشهد رفته باشند . از این که صبحشان با طلوع خوزشید شروع میشود و شبشان با تاریک شدن هوا پایان میابد .

دروغ چرا ... به آنهایی که خیلی سرشان میشود هم حسودی ام میشود . آنهایی که از همان اول سرشان میشد که دنیا دست چه کسی است و فوری بارشان را جمع کردند و هر چه میخواستند از این دنیا به جیب زندند و رفتند .

این روزها هر دو نمونه اش را هم به وفور میبینم . نوع سوم را هم این روزها زیاد میبینم . جلوی آیینه . خودش را که میبیند حالش به هم میخورد از ریخت و قیافه ی خودش . نه میتواند پر بگیرد و از این پیله ی بافته شده اش بپرد برای همیشه و نه بماند و بچسپد به همین هایی که دور و برش است .

میماند حسرتها و آرزوهای و حسودی هایش ...

 

/ 24 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دکترپترس

100% موافقم منم خیلی به این موضوع فکر میکنم چون نه اونقدر نمیفهمم که با لذت زندگی کنم و نه اونقدر میفهمم که بتونم همه چیو توجیه کنمو باهاش کنار بیام

امیر

20 اولین بار ... می خونم . عالی بود [لبخند]

فاطیما

yani man asheqe neveshtehatam...xeili bahalan...

طبیبانه

سلام منم به هر دوگروه حسودیم میشه. یک جائی خونده بودم اطلاعات هم خیلی زیادش بده هم خیلی کمش و حد وسط بهترین حالته اما حالا میفهمم که اشتباهه چون خودم تجربه کردم حد وسط رو،حالا به این نتیجه رسیدم: صفر یا یک در این موضوع بهترین حالته.

پیمان

بسیار محظوظ! گردیدیم از قرائت این کتیبه تان!!! این دقیقآ حس منه ولی بی هیچ حس حسودی که ایکاش کمی بود،جهت پیشبرد امور!!!

مهدی ی

این سر آشفته و دیوانه

علیرضا

خدا به دور چقدر حسودی تو[نیشخند]

مه سا

منم [ناراحت] حتی ان هایی که اصلا قرار نیست هیچ وقت چیزی سرشان شود !

nayyer

سلام!!![لبخند] مطالباتون جالب بود!!!![نیشخند] اگه خواستین یه سری هم به من بزنین!!![چشمک] مرسی.بای[خداحافظ]