درست 7 ماه از شروع کار من به عنوان پزشک خانواده میگذرد ؛ گاهی دوستان قدیمی ام را میبینم ، گاها هم دور هم جمع میشویم . اکثر این گردهمایی ها به تعریف از مراکز و مریضهایمان میگذرد، نه اینکه به مریضهایمان بخندیم ولی به آنهایی که هایی که بهمان بدوبیراه گفته اند یا به هیچ روشی حرفمان را نفهمیده اند یا ... خیلی خندیده ایم . هیچ کس هم نمی تواند ملامتمان کند که چرا میخندید . گاهی تنها تفریحمان اینست .

میرویم همدیگر را میبینیم ، میگوییم میخندیم و برمیگردیم و چیزی که میماند عکسهای یادگاری است و بس . یک چیزی هم میماند ؛ گله و نارضایتی هایی که هرگز به گوش کسی نمیرسد . شاید میرسد و فریادرسی ندارد .

من یک پزشک خانواده هستم . به اختیار خودم وارد این سیستم نشده ام وگرنه هزاران استرس یک شب کشیک اورژانس میارزد به یک بار پایش  و هزاران جور کاغذ بازی طرح پزشک خانواده . سیستم پزشک خانواده ، فلسفه اش هر چه هم  که باشد ، یکسری کاغذ بازی بیهوده و بی هدف نیست . من ناقد نیستم ، میدانم که این طرح هم مسلما از ابتدا اهداف خاص خود را داشته ، در این سیستم هم بعد از اتمام طرحم چندان دوام نخواهم آورد ، ولی بعد از 7 ماه کار در این سیستم میدانم اینکه من در روز چند مریض ببینم و چگونه آنها را مداوا کنم  ، به اندازه ی آن یک برگ مانا که شاید کسی هم پیگیرش نشود برای آن آقایی که میآید مرا پایش کند و 20 درصد حقوقم را به خاطر یک کاغذ بی ارزش کسر کند و بعد برود بادی به غبغب بیاندازد که من پول پزشکان را کسر میکنم ارزش ندارد .

20 درصد حقوق من نه منرا از پای درمیآورد و نه درد مریضی را دوا میکند . ولی اینکه ارزش ویزیت روزانه 60-70 بیمار به بهای یک برگ مانا یا یک آمار شاخص بهداشت محیط که نصب نشده روی دیوار برود زیر سوال مسلما به زیان من که نه ، به زیان همه ی آنهایی که سنگ بیماران محروم را به سینه میزنند خواهد بود . نهایتش اینست که بعد از یکسال طرح من تمام میشود و میروم ولی یادم میماند نیمه شبهایی را که با یک بیمار کروپی تا صبح استرس کشیدم ، بیمار کومایی را که زنده شد و رفت و پشت سرش را هم نگاه نکرد ، و هزاران مریضی را که حتی اگر کاری برایشان نکردم حداقل به پای درددلهایشان نشستم . کسی از من نمیپرسد این دوهزار و خورده ای بیمار آمار ماهیانه تان را چگونه ویزیت میکنید ، شاید برای کسی مهم نیست کیفیت و کمیت کار من چگونه است ولی به آن آقایی که می آید مرا پایش کند و امثال او باید بگویم من یک صدم وقتم را که برای مریضی که از آن سر ده میآید به امید آن دکتری که میگویند خوش اخلاق است وخوب ویزیت میکند را حرام آن هزار و یک فرم بیحاصل شما نمیکنم .

20 درصد حقوق من فدای غرور و دلخوشی شما حین پایش من !          

/ 13 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مدادپاک کن

زنده باد

شادی

سلام امیدوارم اینرنی دوران بهتری از استاجری باشه منم الان فیزیوپاتم،یه سوالی داشتم از شما دوست عزیز که خوندن کتاب text زبان اصلی خیلی ارجحیت داره به ترجمه شده اش ؟ آخه بعضی از پزشکا توصیه میکنن که انگلیسی بخونید،میخوام بدونم توی بیمارستانم اساتید رو این قضیه تاکید میکنن؟ من دوست دارم انگلسی بخونم ولی بعضی ها میگن ولش کن فرقی نمیکنه یا اینکه از این کلاس بازیا چیه درمیاری وسختت میشه و ...این حرفا. راستش من زبانم خوبه و medical terminilogy رو تا الان خوب بلدم البته چون تا الان همش ترجمه شده خوندم شاید شروعش کمی سخت و بیگانه باشه،به نظرشما اگه می ارزه و خیلی مفیدتره واسه بالینی و... اصل text رو بخونم.

دوست

سلام دکی جون! واقعا حق داری. سخته. اما چه میشه کرد؟! باید سوخت و ساخت. هرکاری سختی های خودشو داره. مهم اینه که این فشارهایی که روی شماست، شما به بیمارات منتقل نکنی. اون بندگان خدا از شما محتاج ترن. خدا خیرت بده. موفق باشی

الف

من اکسترن م! امیدوارم سپید بزندش! زد خبر بدین حتما! بخرم ش! هوپ ساکسس..

مهاجر

سلام.همه ما از این سختیها در کار داریم و داشته ایم. فقط دو راه هست :ادامه تحصیل که دو سه سالی باید خواند تا قبول شد یا تحمل غربت و خروج از کشور.در هر حال تا دیر نشده باید بفکر چاره بود.این نظر من است که از شرایط به تنگ آمدم و هدفم فقط خدمت به مردم بود.اما دریغ از درک متقابل مسوولین.بهرحال جوانی بالاترین سرمایه شماست.براحتی از دستش ندهید. اگر زود بفکر باشید در آینده راضی خواهید بود و خدمات بیشتری را میتوانید به مردم ارائه دهید. موفق باشید.

ایلیا

سلام.وبلاگ خوب و جالبی دارید.مطالبتون خیلی جالبن.خوشحال میشم به وبلاگ تازه تاسیس ما هم یه سر بزنید! اگه مایل به تبادل لینک هستید مارو با نام دوران نامزدی ما زیر یک سقف لینک کنید بعد خبرم کنید که با چه نامی لینکتون کنم.

الف

ای ول!!

شیر سارا

کاش از اولش حقوق ما را بدون پایش اعلام می کردند و دست از سر ما بر می داشتند و این کاغذ بازی های بیهوده را هم بی خیالش می شدند . خدا رو شکر که ما این قده سرمون شلوغه که دیگه نه پرونده سلامت داریم نه هیچ کار دیگه ای می کنیم . فقط صبح تا شب مریض میبینیم

رضا

خیلی قشنگ بود لاله خانوم [گل]