بهار در پاییز

چقدر لاله ... همه جا , قرمز , سفید , نارنجی , حتی بنفش ... و راه باریکی از میان آنها و شاید اینکه مبادا لگدشان کنی .

تا چشم کار میکند , تا آنجا که هر سویی به خط باریکی از ابهام گم میشود و تو میخواهی تا به آنجا بروی تا شاید فراسو را ببینی , شکت را به یقین تبدیل کنی شاید هم برعکس , بر هر آنچه که یقین است خط بطلان بکشی ...

ولی نه , این همه لاله , اینها همه هستند, در این جشن رنگارنگ ,‌سورچرانی زنبور ها که چشمها را به آرامش فرا میخواند , و به آرامش میخواباند تا در رویای خویش در این همه بیصدایی پر از هیایوی حشرات بیقرار و بازی آرام باد با ساقه ها و لرزش گلبرگهای نازک آنها ...

باور کنی که این مقاومت , این لجاجت و این شکست ناپذیری لاله است که تا بهاری دیگر تو را به امید , دلداری میدهد , که خواهد گذشت این شبهای تاریک پائیزی .

 

/ 13 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زر

فوق العاده

غریبه

تعبیرات زیبایی بود از پاییز...[گل]

مهاجر

سلام من ترجیح میدم گوشمالی حسابی به این کادر بدم و اینقدر با کنایه بهشون حرف بزنم شاید درست بشن.به روشون بخندی پر رو تر میشن

آذرخش

خسته نباشی .. این نیز بگذرد ..

sassan

bad shisheha ro milarzune, ,panjare ro ke baz mikonam baran be suratam shatarak mizane,ashkhayam az khoshahli hamchon do duste ghadimi ba ghatarate baran yeki mishan hala dige suratam khise khise tu in tanhaiye asre 5shanbe tu hamun pansiyon ke har gushash por az khaterast por az khande gahi gerye ,por az buye gazahaye ajib garib vali khoshmaze por az ma ke kamkam darim man mishim va mani ke daram mahv misham.

مهدیه

بابا ادبیات!!!بابا نویسنده....

دکتر یونس

سلام علیکم و رحمه الله. سالگرد شهادت بابامه!شمام لینک ما هستین.من مراسم سالگرد مجازی ندیدم اما اختراعش کردم.یه ختم قرآنه درخدمتتون باشیم.[لبخند]

طبیبانه

این واقعا متن قشنگی بود . خیلی خوشم اومد.بخصوص خط آخر که سرشار ازامیده