در پاویون مینشینیم و به انترن های ماه اول مینگریم ... خودمان را در آیینه نگاه میکنیم و صدای خنده های آنها ما را به خود می آورد ... میبینم آن انترنی نیستم که از کشیک گریزان نبود ... آن انترنی نیستم که تمام کارهای مریضش را خودش انجام میداد ... دیگر حتی آن انترنی نیستم که علائم حیاتی را دقیق چک میکرد ... ما انترن سال دو هستیم و آنهاا سال یک ! و آنچه در ما آشکار است خستگی است ...

/ 17 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پدر

سال نو مبارک... این چیزی که می‌گی یک واقعیت تلخ هست... ولی چرا تو تازگیها از هر چیزی تلخی‌هاش رو می‌بینی...چرا نمی‌گی تجربه‌ات بیشتر شده؟...دید بالینی‌ات تقویت شده...هنر شرح حال گیری‌ت پیشرفت کرده و و و... ایشالله سال خوبی رو در پیش داشته باشی...

وحدانه

خیلی بده که ما اینقدر زود انگیزه هامون رو فراموش می کنیم . و چقدر زود خستگی بر تمام ارمانها و هدف هامون سایه می اندازه .

پشت پره ای!

من اسفند پره داشتم. قرار بود انترن ماه اولی باشم . اما نشدم. چون پره رو رد شدم!!! فکر نکنی خنگم! مشکلات داشتم احتمالا! من مثل ... از انترنی میترسم. احتمالا هیچ وقت مثل اولای انترنی تو نخواهم بود.

هانیه

سلام عیدتون با کمی تاخیر مبارک من یه مشکلی دارم که کسی نیست به من کمک کنه خلاصه این روزها دارم به هردری میزنم ولی خب بعضی ها خیلی کم لطف اند من خیلی دوست دارم پزشکی بخونم ولی نمیدونم باید از کجا شروع کنم چه جور بخونم رتبه قبولی باید چند باشه؟من لیسانس زبان انگلیسی دارم یه کم شاید دیره ولی امید به خدا شما رتبتون چند بود( اگر اشکال نداره بدونم.)چه تستهایی و چه جور تست میزدید میشه لطف کنید راهنماییم کنید؟چند ساعت بخونم از کی؟اگر کسی رو میشناسید بتونه کمک کنه معرفی کنید.لطفا ایمیل بزنید بقیه دوستان هم اگر ممکنه راهنمایی کنن و برام ایمیل بزنن ولی موضع رو بنویسید که بدونم از طرف شماست ممنونم

امیر

لاله .................... خسته نباشی خانم دکتر ................

هانیه

دوستان من همچنان منتظرم

هانیه

شما که تایید کردید لااقل جوابمو میدادید البته میدونم ممکنه سرتون شلوغ باشه