differential diagnosis ( ویا : تشخیص های افتراقی )

آقای همگروهی ضمن تشکر بابت خوردن بی اجازه ی باقیمونده ی طالبی من و سحر که طی آخرین کشیک با هزار مکافات با تیغ بیستوری بریده بودیمش داشت آبدوغ خیار و آشی قهوه ای که نصفه شبی خورده بودن رو وصف میکرد . از اونجایی که آقای همگروهی اهل شمال بودن و آش مذکور محصول یکی دیگه از همگروهای های ترک ... شم آشپزی من و سحر به هر سو رفت که این چه آشی بوده که قهوه ای بوده ؟!!! ولی متاسفانه به جایی نرسیدیم و آقای همگروهی شمالی هم چیزی در مورد آش مذکور نمی دونست ! تا اینکه به همگروهیان ترک پیوستیم و تو راه پرسیدیم اون آش قهوه ای چی بوده به خورد این دادین ؟!!! تازه آقای همگروهی آشپز ترک به فکر فرو رفته بود که یکی دیگه از آقایون همگروهی فریادی از سر شوق ! بر سر آقای شمالی برآورد که ابله !!! اون پودینگ بود نه آش !!!!

/ 13 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فاطمه و سامان

سلام عزیزم خوبی؟ وبلاگت خیلی قشنگه امیدواریم روز به روز بهتر بشه اگه میشه به وبلاگ ما بیا.مطمئن باش خوشت میاد. ما منتظریم [گل]

متو

پودینگ ...؟!!! آفرین... مرحله بستنی کیم رو خوب گذروندید.[چشمک]

فریاد

قهوه ای؟[نیشخند] نه آش بوده نه پودینگ [نیشخند]

هاریسون

آش قهوه ای ؟ مگه پودینگ قهوه ای می شه ؟

پژمان

باید اعتراف کنم نمیدونم پودینگ چیه!!!!؟لطفآ پست بعدی توضیح بدین!!!!!!!!

علی

در خصوص این پست نظر نمیدم که بحث اقوام به پیش کشیده نشه[چشمک]

پدر

احتمالا کمال همنشین در ایشان اثر کرده بوده...![قهقهه][نیشخند][سبز]

پدر

حالا این پودینگ چی هست؟