آه ! بخش ارتوپدی هم یکشنبه تموم میشه !

خیلی دوست میداشتم !! 02.gif

/ 11 نظر / 27 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پيام

سلام.دوست بهشتی من .پس کيت کتت کو.من عاشق کيتکتم.اين پستم سخت بود.

پيام

سلام.کامنت پايين مال وبلاگ شما نيست.اين مشکل کمبود وقت هست که من ناچارم وبلاگها رو چند تا چند تا بخونم.ببخشين.اين رو بگيرين.اين می خواد موبايل باباش رو داغون کنه.احسنت به استادتون

عمو داوود

سلام .چطوری خانمی.خيليوقت بود نيومده بودم اينجا. هنوزم تو بيمارستان زندگی می کنی که.

ريحان

ميشه بگی دقيقا کدوم قسمتش جذاب تر بود؟ من که عاشق امپوتاسيون بودم! يه همچين جلايی به روح ادمی...!

اصولا ما که در دوره اکسترنی در بخش ارتوپدی به جز چرت زدن سر جلسات کلاس و در صورت امکان دو دره نمودن اونا کاری نمی کرديم...راستی خانم فتاحی هنوز هم هستش؟

پزشکی تبريز ۷۸

پير شديم اسمها يادمون رفته...همون فتح الله زاده ..آره...با ما که خوب بود!

فرهاد

مطالب قبلی رو هم خوندم. مخصوصا ً از مطلب "تأثیر ادبیات در زندگی بشر" خیلی لذت بردم. ( ببینم ، نکنه خودتم یادت رفته چی نوشتی ؟ !! ) شاید به خاطر این که منم موضوع نوشته هام رو کلا ً به دانشگاه اختصاص دادم و راجع به این جور کارهای اساتید خیلی حرف زدم ( و خواهم زد ! ). از مطلب "کور کرد" هم خوشم اومد. همین جوری بود که ما هم نقاشیامون رو آوردیم ، تو وبلاگ گذاشتیم، دیگه (!). اینم نمی خواستم توی کامنت اول بگم ولی بذار بگم که نترکم (!) : تو مطلب "ریحان جان ... جگرم!!!!" به جای « غرض » نوشتی « قرض ». ( محض توجه شما به دقت بی انتهای ما در خوندن مطالب (!)).

عمو داوود

سلام لاله خانم گل.ممنون که سر زديد .ببخش دير رسيدم که بيام تشکر کنم بابامون يادشون رفته بود که قبض تلفن رو پرداخت کنند و تلفن قطع بود.مواظب خودتون باشيد.دوستدار هميشگی شماعمو داوود