انترن یازده !

۵ دقیقه مونده بود ... هر کی میاومد میگفت داری خلاص میشی دیگه ؟
دکتر علا اومد گفت دیگه تموم شد ... راحت شدی !

ساعت ٨ شب بود ... آخرین کشیک اورژانسم تموم شد و من هنوز دلم میخواست یه شب دیگه طلوع آفتاب رو از سی پی آر ببینم ....

دکتر علا گفت دیدی روز اول گفتم وقتی تموم شه حسرتش رو میخوری ؟ و کسی نفهمید تغییرات رفتاری من از صبح به خاطر تموم شدن این بخش بود ...

سلام بر ماه یازدهم انترنی ....

 

/ 23 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شمینللی

چه جالب ! و چه خاطرات باحالی توی این پستت نهفته ست [عینک]

دکتر پرتقالی

وقتی اورژانس تموم میشه احساس میکنی دلبستگی عجیبی به این بخش پیدا کردی، الان اینقدر پشیمونم که کشیک شب یلدا دوستم رو که تروما بود نخریدم......

متو

چیزی نمونده واسه حسرت خوردن برا کل دوره پزشکی [گریه]

خاله آذر

به قول دکتر ممقانی که اون موقع که ما اکسترن بودیم اون رزیدنت ما بود گفت؛بهترین دوران پزشکی،اینترنیه...و ما اون موقع حالیمون نبود.الانم گرمتونه،متوجه نیستین که بعدها چقدر چقدر دلتون واسه کشیکهای اینترن تنگ میشه...

مریم

به سلامتی[نیشخند][نیشخند] پس کی نوبت ما میشه؟[ناراحت]

رز سفید

من حرف بزرگتر هارو باور کرده بودم، برای همین علیرغم مخالفت دوستان 3 ماه ا خرو کشیک دار برداشتم! حالا شمارش معکوس شده و فقط 5 تا کشیک مونده!!

ریحان

یا به زبون آدمیزاد اینجا رو آپ می کنی یا خودم...! به اون نگهبانتون هم بگو 7 تا بده![نیشخند]

ورودی 80

دلم برای کشیکهای اینترنی یه ذره شده کاش میشد زمانو به عقب کشید آه.... قدر این روزاتونو بدونین

پدر

دکتر علا همونیه که ریش پرفسوری داره و اسم دخترش هستی هست و خانمش اطفال می‌خونه و خودش دانشگاه شهید بهشتی درس خونده؟...اگه همونه و هنوز هم می‌بینیش سلام مخصوص من رو بهش برسون و بگو خیلی بی‌معرفتی...خیلی...شام قبولی توی بورد رو هم به ما ندادی و رفتی...