ما حین بیهوش نمودن بیماران چه میکنیم - قسمت دوم

اتاق عمل شماره یک _ آقای دکتر ن .  لوله تراشه را که هنوز به بیست سانتی متری دهان بیمار هم حتی نرسیده ! از دست انترن می قاپد و داد و هوار میکند که تراشه ی مریض را ترکاندی ! انترن دهانش باز میماند که من اگر به تراشه دست یافته بودم که دهان شما را ....

اتاق عمل شماره ی دو _ آقای دکتر ن . دارد سر مریض داد میزند که چرا حین نامزدی رفته ای سفر که به این روز بیافتی ! آدم نامزدی مینشیند در خانه ! آدم اصلا نامزدی نمیشود ! من اصلا نامزدونگ را دوست نمی دارم ! نامزد دهانش را باز میکند به هوا !!! و با کله میرود توی ارخ ( منظور همان جوق آب است ولی چون بیمار فارس است مقادیری استاد محترم به هن و هن افتاده است ! به عبارت سلیس بلینه گوج گلیر !!‌ ) نیش انترن محترم تا بنا گوش باز میشود و به حرف استاد میخندد و یک لحظه غفلت = یک عمرپشیمانی ! استاد سریعا خودش انتوبه میکند ! از خدا خواسته !

اتاق عمل شماره سه _ آقای دکتر ع و پ . مظلومانه به کناری ایستاده اند و انترن محترم کم مانده است مریض را سر و ته کند بلکه تارهای صوتی اش را ببیند ولی نمیشود ! اساتید محترم هی به او لبخند ویل میکنند و انترن زیر و خم مریض بیهوش را میگیرد و توی دلش میگوید اگر به هوش بود حتما تا الان خفه شده بود و مدتی در عجب اینکه چرا مریض پا نمیشود یک چک و لگد به وی نثار کند می ماند و خلاصه انتوبه میشود مریض !

اتاق عمل چهار _ آقای دکتر ز . می خواهد مریض را راشی بیهوش کند . مریض بچه ننه بازی در می آورد و هی بالا میپرد ! آقای دکتر ز یه دانه پس گردنی آبدار میزند تو کله ی وی و میگوید حقت این است که همین ها ( اشاره به مای اراذل و اوباش !‌) انتوبه ات کنند ! و ویلش میکند تا عمومی بیهوشش کنیم !‌ ما نیز مشتاق ! به سان کرکس میپریم بالای سر مریض !

اتاق عمل پنج _ هنوز هم خالی است و ما لاشخور وار ایستاده ایم تا مریض بیاورند و انتوبه اش کنیم ! و هنوز در انتظاریم ...

...................................

شاید ادامه دارد ! ....

/ 11 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
گلاره

[قهقهه]

Ray VQ

لاشخور! تشبیه به جایی بود! بلا نسبت تمامی اناترن بیهوشی!!!!

مجید

خوبه بخش بیهوشی هم به برنامه آموزشی تون اضافه شده [چشمک]

خاله آذر

هان ....دق و دلیتونو خوب خالی کنین،لاشخور ها!!که عمرا بتونین مریض غیر بیهوش!!رو که تو طرح ،از صحنه تصادف میارن میندازن جلوتون انتوبه کنین!!

ایرمان

منم انتوبه می خوامممممممممممممممممم!!![افسوس]

رضا (سینوس)

خدا خودش مریضای بخش بیهوشی رو عاقبت به خیر کنه[نیشخند]

روشنک

خدایا یه تمام بیهوشایی که بعدن از اون اتاقا میان بیرون کمک کن البته اگه بیان[نیشخند]

inmorix

میبینم که بعد از عمل بقیه بدنم هم درد گرفته بود....پس بگو علت چی بود[نیشخند]

یه شریک جرم

داشتم با عجله می خوندم که ببینم من جه سوتیی دادم که خوشبختانه مثل اینکه از خیر ما گذشتین کار خوبی کردین خیلی از حرفهای دکتر ن. رو سانسور کردین (مخصوصا" قسمت های مامانیشو .....)[چشمک]

وحدانه

خیلی نامردین خیلی . دیگه شوهرم رو دوست ندارمممممممممممم .![زودباش]