مسائلي هست كه دلم نمي خواد بنويسم ولي همش مربوط ميشه به اين تعطيلات كذايي... شكر خدا چندان هم بيكار نموندم ولي .... دلم خيلي گرفته .....

anyway,Life will go on

/ 11 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ريحان

حالا هر روز بيا پز تعطيلاتتو بده ها!

مادمازل ایکس

اولین درود نثارتان در مورد پست قبل باید بگم که بد جوری با شما همذات پنداری میکنم....موافقم..دقیقا..!

مقداد

سلام ايشالا حالت از گرفتگی خارج بشه. بابا چه عجب به ما سر زدی. قدم روی کله ما گذاشتي. می‌گفتی يه گاوی نهنگی چيزی می‌کشتيم.

محسن

پست قبلی خودتو يه بار ديگه بخون نکنه تو هم شکست عشقی داشتی؟ ضمنا ناراحت نباش هر کسی بعضی وقتا دلش ميگيره. امروز ناهار خورشت آلو بخور برای رفع دل گرفتگی خووبه.

مقداد

سلام اون مطلب پايينيه رو خوندم. بابا همه صفات منو که گفتی. راضی به اين همه تعريف و تمجيد نبودم. دستت درد نکنه

راوی

دلت نمی خواد بنويسی چون می ترسی قشنگيشون تموم بشه؟ يا نمی خوای بنويسی چون اصلا؛ قشنگ نيستند؟ اميدوارم اوليش باشه عزيزم

متوترکسات

ما که دانشجو بوديم چپ و راست بخش و درس و امتحان داشتيم و تا آخر فارغ‌التحصيلی تعطيلاتی نديديم. اين کدوم تعطيلاتيه که شما دارين ازش صحبت می‌کنين؟