دنبال آقای بی نزاکت راه افتادم تا بگویم حداقل اینجا که بیمارستان است چند ساعتی زجر بکش و تفت را توی دهان خودت نگه دار ! باخودم فکر کردم ...

آیا این تنها آدمی است که دیده ام بین این همه آدم تف میکند روی زمین ؟ دیدم نه !

آیا من همیشه می ایستم اینجا و به این و آن تذکر میدهم ؟ دیدم نه !

آیا با تذکر دادن من این بشر با این سن و سال آدم میشود ؟‌ دیدم نه !

خودم را خراب نکردم و برگشتم سر جایم تا باز هم شاهد باشم تف کردنهای آدمها را حتی در بیمارستان !!!

 

/ 9 نظر / 39 بازدید
محمد

سلام دوست عزیز وبلاگ جالبی دارید منم تازه یه وبلاگ راه انداختم اگه بهم سر بزنی و با نظراتت کمکم کنی ممنون میشم و اگه از نظرت مشکلی نداره با هم تبادل لینک کنیم

معین

ولی کاش به همین یک نفر میگفتید... کاش شما اولین گل را برای این بهار می کاشتید... حتی اگر مطمئن بودید که بهاری نمی شود نباید از خیر کاشتن گل میگذشتید.... اگر تک تک ما با این رویه پیش برویم - که می رویم - و بگوییم با گفتن من تنها کاری از پیش نمیرود... وضع جامعه مان از این که هست هم بدتر خواهد شد.

آدم

چه کسی صیادی بدون قلاب و دام بلدهست.....؟! میخواهم یه همراه وهمدم صید کنم ولی چه کنم نه اهل قلابم ونه کلک چه کنم این روزها دل بی ریا بازار نداره چه کنم که صیدها هم قلابی شدن چه کنم.....؟!

ریی!

یه اتند محترمی امروز تو محل دست شویی اسکراب اتاق عمل فین کرد! بعد ما دیگه جای تذکر هم ندیدیم!

ر

[سوال]گاهي اوقات آدم از آرزوهاش جا مي مونه

مریم

واقعا" چندشم شد .خودمم چندباری دیدم.

فاطمه

اهنگه وبلاگت و نوشته هاتو خیلی دوس دارم..........

من چی؟

من چی بگم؟؟من که خسته ام از .........................

مرجان

خیلی باحال مینویسی ... راستی اگه من بودم مجبورش میکردم با دستمال پاکش کنه . تاحالا بهش فکرکردی اگه اون یه ویروس تو بدنش باشه و تف کنه رو زمین بعد یه بچه ای اتفاقی اونجا بخوره زمین یا یه نفر اتفاقی وسیله اش بیفته رو اون چی میشه؟؟ اصلا هم خجالت نداره وقتی اون واسه خودش شخصیت نداره پس ما بااین کارچیزی رو خرد نکرده ایم.... [لبخند]