بدفرم حالمون گرفته شده بود ! من و سحر باهم ! سال اول بودیم و درس بافت شناسی

جز دروس اصلی و پیش نیاز بود . از طرفی هم استاد با بابای سحر دوست بود و منم

به واسطه ی مزه پرونی های توی کلاس میشناخت ! بر خلاف خرخونی هایی که کرده

بودیم دود بود که از کله مون سر جلسه بلند میشد !

بعد از امتحان هم لام تا کام حرف نزدیم تا رسیدیم سر پارک ماندانا جایی که از مسیر خونه هامون از هم جدا میشد !

به پیشنهاد من روی یکی از نیمکتا نشستیم تا حالمون بیاد سر جاش و با این قیافه ها نریم خونه !!!

یه کم نگذشته بود که متوجه خلوت بودن پارک و نگاهای چپ و چول ملت شدیم !!! هنوز به عمق فاجعه پی نبرده بودیم

که سحر گفت لاله یه بو هایی نمیاد ؟؟؟

منم یه نفس عمیق کشیدم و .... وع ! بوی پهن !!!!

بعله دیگه مردم مگه با دیدن دو تا قیافه ی دپرس وسط یه پارک که تازه کود داده شده چه عکس العملی غیر از این میتونن نشون بدن ؟؟؟

..............................................................................................................................

دقیقا همین وضعیت دود بلند شدن رو سر بافت عملی داشتیم که به کل جوابای من و سحر با بقیه فرق داشت !

دو حالت بیشتر نداشت یا لامهای ما با مال بقیه متفاوت بود یا اینکه بازهم گند کاری و آفتابه و ....!!!!

خلاصه نمره ها در اومد ! بافت نظری جفتمونم 12 شده بودیم ! حالا مونده بو نمره ی عملی که با نظری

جمع بشه و یا بندازه یا بکشه بالا و پاسمون کنه !!!

موقع نمره های عملی قیافه ی همه ی اونایی که سر جوابای شوت من و سحر کلی خندیده بودن دیدنی بود !

نمره ی اول کلاس من با 17 و نمره ی دوم سحر با 16.5 !!!

خلاصه نمره ی عملی نظری رو هم کشید بالا و با نمرات عالی !!! ( ۱۵-۱۶ ) پاس شدیم !!!!!

/ 8 نظر / 6 بازدید
اسپايدرمرد

چرا نداره که! تمام اين قضايا بر ميگرده به جمله دوم که گفتی..!

a

افرین! من شاگرد زرنگ ها رو دوس دارن :) میگم س ..... کیه که میخوای خودتو از دستش دار بزنی؟؟!!

ريحان

کپک! روز دانشجو از اين خاطرات تلخ نمی نويسن!

عمو داوود

می شد احتمال داد که بوی مخ گنديده باشه ها

جوجو

معمولا موقع گند زدن دماغ آدم از کار ميفته احسنت درسخون