سوسکت می کنم !

16 سال قبل................

اون وقتا من انقدری کوچیک بودم که نفهمم دور و برم چی میگذره ولی خوب یادمه که اون شب چی شد.....

بابا اومده بود تبریز و من و مامان و نرگس تنها بودیم... یادمه بالا مهمون بودیم ( منظور از بالا خونه ی

پسر عمومه ) دو سه تا پله بالا نرفته بودیم که مامان گفت من نمیام ! من و نرگس با سماجت بچه گونه ای که

داشتیم به زور مامانو راضی کردیم که بریم . اون وقتا انقدر نفهم بودیم که وقتی یه نفر بر خلاف دردی که داره

دلش برامون می سوخت و کاری که می خوایم انجام میده فکر کنیم شکستش دادیم !!!!!

یادمه که مامان زیاد نموند و زود برگشتیم ... و من شب فکر کردم چه خانواده ی خلوتی داریم !!!

صبح که پاشدم خونه پر شده بود از دود سیگار مرحوم شوهر عمم ! هی از این ور حال می رفت اون ور و

سیگار دود میکرد !!! اونوقتا بازم خیلی کوچیک بودم که نفهمیدم آدم بزرگا وقتی عصبی باشن این کارا

براشون عادیه !!!!!

من رفتم مدرسه بدون اینکه به مامانم صبح به خیر گفته باشم بدون اینکه مامانم صبحونه مو داده باشه.... من از

مدرسه برگشتم بدون اینکه مامانم بهم نهار بده .... من تنها مشقامو نوشتم بدون اینکه مامانم اشکالامو پاک کرده باشه ....

اون روز نه تنها بابا نبود بلکه مامان هم نبود .... ولی من یه زمزمه هایی از عمه زاده هام میشنیدم که تا شب میان .

...و من اون روز تا شب جلوی در تو کوچه نشستم تا بالاخره اومدن....

لندرور بابا  رو از دور دیدم که هم بابا توش بود و هم مامان ! علاوه بر این یه سوسک کوچولو هم بود ! یه داداش بنفش کوچولو

تو بغل مامان !!!!

یه شب بدون مامان گذشت ولی بعد اون شب ما یه خانواده ی خلوت نبودیم ! بابا برگشته بود و مامان هم یه نی نی برامون

آورده بود ! ( نی نی استعاره از سوسک !!! )

.........................................................................................................................................

16 سال گذشت ....

من با دنپایی دنبال یه سوسک : هادی به خدا ایندفعه دیگه می کشمت !!!!

 

..........................................................................................................................................

پ. ن . 7 آذر تولد بزرگترین سوسک دنیا ! خان داداشم هادی ! مبارک !!!!

/ 9 نظر / 26 بازدید
پيام

سلام.گچ سوسک کش که بهتر از دمپايی هست.چرا اينقدر خشن.

مومو(.......و صدف)

يه آپ درباره ی خواهرم نوشتم يه کلام گفتم هنريه خل و چله نميدونی چی شد... حالا سوسک.... البته این یه موضوع رو درک میکنم که از علاقه ی بیش از حده ... تولدش مبارک...

ريحان

ااااااااه! پسر! ببين ۱۶ سال چه ميکنه با يه سوسک!

ارسلان(ارسلان و خاطراتش)

حيف نيست ٬ چرا با سوسک ها مهربان نيستيد شما دختر ها ؟ سوسک ها مهربان ترين موجوداتند ... خدا حفظش کنه به ما هم سر بزن

a

چه بامزه ماجرا رو تعريف کردين!! تولدش مبارک :)

عمو داوود

من خداييش يه برادر زاده دارم معروف به مورچه. خيلی حال می ده ادم حشره نگه داره تو خونه

جوجو

اگه اون ۱۶ سال پيش سوسکه رو کشته بودی الان اذيتت نمی کرد