وقتی رویم را کرده ام به دیوار ...

یعنی حوصله تان را ندارم ... بروید ... دوست دارم صدای آهنگ را بلند کنم و صدایتان را نشنوم ... حالم خوش نیست ....

تو اما ... میتوانی بیایی دور بزنی و جلویم بایستی ... میتوانی تظاهر کنی که داری با تلفنت حرف میزنی و بیایی تا نزدیکی های من ...

من اما ... صدایت را نمیشنوم ... خسته ام دیگر ...

حضورت را حس میکنم اما صدایت را نمی شنوم ... دیگر حال ندارم دنبال صاحب صدا بگردم ... دور باش از من ... آنقدری که حتی از دور نتوانی نگاهم کنی ...

حوصله ات را ندارم ...

 

/ 7 نظر / 33 بازدید
دکتر امیر

به به به سلامتی ما نبودیم بزرگ شدینا!!ای بابا نبینیم دل گرفته باشین

ر

[ناراحت]

رفیع

انسانها همچون کوهها با همان و تنهایان

شبنم

سلام توكلت به خدا باشه دكتر

شیدا

نمیدونم چی شده همه دلا گرفتس.شاید درد بزرگ شدنه!!!!!شایدم............اگه سیتالوپرام به داد من نرسیده بود که وضعم ازینم بدتربوده.همه ما آدما تنهاییی تنهاییم.دکتر خودتو ناراحت نکن

ستاره

آره یه قتایی آدم اینجوری میشه.حتی با اینکه بهش نگفتی دوست دارم میری تو صورت وایمیسی میگی دوست ندارم سر به سر من نزار بانمک نیستی اصلن‘ بعد فردا صبح با پیامش بیدار میشی دوباره داد و بیداد بعد بهت میگه چرا سر صبحی مث انار ترش کرده میزنی تو صورتم...بعد ظهر که میشه دلت ...هیچی زنگش میزنی بیا یه دقیقن بشینیم رو به روی هم سر کوچه روشن فالوده بخورییم...هیییییییییم از دست این آدم.