چرا من به اين روز مانيدم !!!

گوشه ای از اکتشافات من و سحر درباب امتحان بهداشت !!!!

اول اينكه مامان جان از يه ماهگي عنايت فرمودن شير خشك به خورد من دادن !!!!
دوم اينكه نرگس جان هي دور از چشمان مادر شير منو ميگرفته و .... !!!
بعدش مامان جان بالاخره حس مادريشون نسبت به من بيدار ميشه و براي اينكه نرگس شير منو نخوره مجبور ميشن يه شيشه بدن به اون يه شيشه به من !

منتها كار اينجا ختم نميشه و نرگس اول شیر منو ميگرفته ميخورده بعد مال خودشو !

اينجوري ميشه كه من تو خونه از همه كوچولو تر موندم !!!!!

آخی ! احساس کزت بودن بهم دست داد !!!!

/ 10 نظر / 5 بازدید
زهرا

سلام وبلاگ زیبایی دارین خوشحال میشم به وبلاگ من هم سر بزنین موفق باشین در پناه حق

زهرا

سلام وبلاگ زیبایی دارین خوشحال میشم به وبلاگ من هم سر بزنین موفق باشین در پناه حق

ريحان

ا! من تا حالا فکر می کردن کزت و با دال ذال می نويسن!

ساسا(همون سارای قبلی)

اخی..من هم وقتی تغذيه می خوندم فهميدم علت اين که اب دماغم هميشه اويزونه فرت و فرت، اينه که مادر جان شير خودشان را(که در ايام سرکشی نوجوانی هفته ای يک بار بر ما حرام می شد) از ما دريغ فرمودند! راستی من ۲سال پيش کلاس زبان می رفتم يه دختر ۱۴-۱۵ ساله ميومد که هر روز کلاس رو جيم می زد و هر دفعه با يک پسر می رفت ددر!! اين جوری اش هم هست! من نمی تونم هيچ وقت ادمهای بد رو دوست داشته باشمچرا تو اين طور فکر می کنی؟

سیناپس

وقتی ژان وال ژانت بياد اون وقت لذت می بری از اين که کوزت بودی

حميد رضا

احساس چی بود!؟!؟ خوب بعضی وقتها از اين حق خوری ها می شه ديگه! به دل نگير!

متوترکسات

بيا به سوالاتم جواب بده...همه دارن نظر ميدن.