آنتن بده لعنتی !

تو یه خیابون قشنگ...

تو یه لحظه ی خوب...

بین دوستانی که مدتها منتظر دیدنشون بودم...

یکی از جملاتی که همیشه ورد زبونم بود از ذهنم گذشت....

من تبریز بمون نیستم....

بعدش قیافه ی مامان اومد جلو چشمم که همیشه بعد از این جمله ی من سکوت میکرد و چیزی نمیگفت....

لعنتی آنتن نمیده....

این لحظه ایه که دوست داشتم بهش برسم....

لحظه ای که تنها باشم....

دور از خونه باشم....

احساس مسئولیت نسبت به خانوادم نداشته باشم....

لعنتی آنتن نمیده....

یاد عکسای توی گوشیم افتادم....

لعنتی....

از همه ی اونایی که دوستشون دارم عکس داشتم به جز مامان....

کاش کسی با من نبود تا به جای لبخندهای مصنوعی زار زار به حال خودم و این همه پلیدی گریه میکردم....

لعنتی آنتن نمیده.....

.....................................................................................................................................

مامانم... تبریز رو دوست دارم چون تو اونجایی....

مامانم...دیگه نمیگم من تبریز بمون نیستم.....

مامانم...تا آخر عمرم هر جا که باشی باهات میمونم....

 

/ 15 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پریناز

پيام

سلام.امان از بی انتنی

دژاوو

گوشيتو ری استارت کن شايد آنتن داد

پزشك78

سلام گريز از خود و پناه آوردن به خود (خود=هرچه كه به خود يا محيطش مربوط بشود) ولش كن فلسفس شد.... هيچ جا خونه نميشه....تمام

رفيع

سلام خوبين؟ اين نوشتتون وافعآ عالی بود همه ما ها يه جورايی مجبوريم بخنديم و اين که چيزاي بينظيری رو که داريم چون هميشه جلو چشامون هستن نميبينيم مادر يکی از اوناست

ريحان

اين همونيه که من خيلی وقته بهش رسيدم!

متوترکسات

ای بابا؛ تبريز که شهر بدی نيست. فقط ملتش يه کم جدی هستن. تازه با اينکه شهر بزرگيه تو شلوغترين ساعت روز از اين سر شهر تا اون سرش رو يک ساعته می‌تونی بری. در ضمن قسمت رو چی ديدی؛ شايد موندی تبريز هئيت علمی شدی؛ مثل خانم دکتر نيافر. بگو ايششششششششششالله.

کدخدا

خیلی قشنگه .با خوندنش به حس قشنگی رسیدم