پریروز.......

دکتر مبصری : اکسترن تخت 3 کیه ؟

من : منم !

دکتر : شرح حالشو بخون .....

من : بیمار آقای 31 ساله ........ با تشخیص احنمالی کوشینگ.......

دکتر .... کلی سوال و یه سری جوابای مربوط و نامربوط از جانب من ..... و در آخر به آب کشیده شدن من !

......................................................................................................................

دیروز.......

دکتر بهرامی : اکسترن تخت 4 ؟

من ( با حالت تته پته واسترس و سرگیجه و سردرد و تهوع و دلدرد و تنگی نفس و احساس پر ادراری ! در جمع 20 نفر اکسترن و انترن و رزیدنت و فلوی غدد ) : منم !

دکتر : بیمارتو معرفی کن .

من : بیمار خانوم 62 ساله ........ با تشخیص دیابت نوع 2.......

دکتر ..... یه سری سوال اساسی و یه سری جواب اساسی تر از جانب من .

دکتر : تیروییدشو معاینه کردی ؟

من : بله اقای دکتر . تو مشاهده تیرویید دیده نمی شد تو لمس قوام و اندازه ی نورمال داشت یه توده ی 1* 1 با فوام سفت و کاملا متحرک حدودا تو خط وسط متمایل به راست داشتن !

دکتر : ندولشو نشون بده .

من : ایناهاش !
دکتر : این تو خط وسطه ؟ این تو خط وسطه ؟ این سمت راسته !!!!!!!!!!!

من ...... شوکه ! ....من هاج و واج ..... من شسته شد دوباره !!!! من پهن شد دوباره !

.......................................................................................................................

امروز ........

فلوی محترم غدد : اکسترن تخت 4 ؟

من : بله ؟

فلوی محترم غدد : چرانت نذاشتی برا مریضت ؟

من : گذاشتم اقای دکتر . ایناهاش !

فلوی محترم غدد : بخون ببینیم چی نوشتی !

من : ........... ( مگه خودت بیسوادی ؟؟؟ بخون دیگه ! )

فلوی محترم غدد رو به رزیدنت محترم ! : تو دستورات بنویس .... آموزش نحوه ی تزریق انسولین به بیمار و همراهش توسط اکسترن محترم !!!!

من : .... ( بیشین بینیم بابا ! ) ...... و جیم زدن از بخش به طور نامحسوس !

......و به اب کشیده شدن من توسط باران !!!!

 

/ 17 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مجيد

بيا انصراف بده خيال همه رو راحت کن آپ کردم

امیر ارسلان

چه بشور بشوريه ٬ ميبينم که بعضی ها بدجوری شسته ميشن

علی

سلام و عرض ادب و احترام به شما پزشکان و دانشجويان پزشکي گرامي مي دونم که اکثر شما وبلاگ نويسهاي پزشکي (البته ببخشيدبنده را ولي بهتر بگم ترسوهاي روزگار)با کامنت هاي من اشنا هستيدو تا حدودي مي دونيد که بنده به جد پيگير هستم که همسر اينده ام يک پزشک باشه ولي متاسفانه هنوز کسي حاضر نشده که در اين مورد به من کمک کنه(شايد به علت ترس ياغروريا سو ظن يا ...باشه)ايکاش کسي بود به شما مي گفت که من انسان بدي نيستم و به خدا قصدم ازدواج هست نه چيز ديگه اي. خيلي ها در قسمت نظرات در وبلاگم نوشتند که دخترهاي پزشکي عاطفه ندارند و چون پزشک هستند لذا براي خانواده هاشون ارزشي قائل نيستند البته من تصميم خودم را گرفتم و اين کاملا واضح است که همه پزشکان خانم از نظر اخلاقي شبيه هم نيستند ومطمئنم کساني هستند که با مرام و با ايمان و متواضع باشند .اگرچه به مقتضاي شغلي ام و نداشتن يک معرف دچار مشکل هستم ولي همه راهي را تست مي کنم.به هر حال جوينده يابنده است. اميدوارم به لطف خدا قبل از اينکه دوره دکتري را شروع کنم به اين هدفم برسم. در پناه خداوند متعال باشيد.

هيروديا

اکسترن عزيز برايت دلی دريای را آرزو ميکنم!

علی

دل که پی بهونه بود شکایت از زمونه کرد

پزشکی ۷۸ تبريز

سلام پس به سلامتی اکسترن ۲ می باشيد؟ هنوز بيلان رو ملاقات نفرموديد؟ ايشون احتمالا از ملاقات شما خوشحال خواهند شد :)

علی

بيلان! اول ماه ميره سمنان دوست عزيز! ژشر باحاليه

پزشکی ۷۸ تبريز

تازه من هم يه خورده دير جنبيدم...اما نام ۷۸ مورد نظر را بدهيد تا سوابقش را بررسی کنيم