نمی دانم میداند یا نمی داند ... مادرم فقط با همین یک جمله مرا به آخریم حد عصبانیتم میرساند : از این به بعد دیگر همیشه باید در ده بمانی ! چون کارت آنجاست !‌

نمی دانم عصبانی میشوم چون واقعیت این نیست یا عصبانی میشوم چون شنیدن واقعیت تلخ است ...

آیا قبول این مسئله برای کسی که آرزوهای بسیار بزرگی فراتر از این شهر و دیار داشته سخت است یا برای همه همینطور است ؟!

وقت و بی وفت ،‌مریوط و نامربوط ، ... ،‌نگو این جمله را مادر من ! نگو !

 

/ 8 نظر / 9 بازدید
اردشیر بابکان

درود بر شما دوست عزیز اگر علاقه دارید من در وبلاگم مطلب کوتاهی درباره پیروزی نهایی راستی بر دروغ(فرشکرت frash kart) از دیدگاه زرتشت نوشتم لطفا" اگر علاقه دارید آن مطلب را بخوانید و دیدگاهتان را بیان کنید با تشکر از شما دوست عزیز[گل]

مهاجر

سلام.زیاد جدی نگیر.تجربه من میگه که وقتی اینجوری میگن یعنی به عملکردمون اعتراض دارن.شاید هم واسه این باشه که تو رو واسه رزیدنتی راغب کنند.نمیدونم اما من که الان از خانواده دورم واسه همون آرزوهای بسیار بزرگ اما مادرم اینجا نیست و با خودم فکر میکنم کاش پیشم بود:(( چون کسی مثل مادر نمیشه نظر من اینه که نشون بدی زودتر از آنچه که بقیه فکر میکنن میتونی به آرزوهات برسی حتی اگه تو ده کار کنی اما راهی که میخوای درست انتخاب کرده باشی و حتی در ده هم درست رو بخونی چون انسان بدون آرزوهاش احساس خوشبختی نمیکنه.اینو جدی میگم! موفق باشید

زبل خان

میدونی خیلی نامردی نامردتر از اونی که بیمارستانتونو شبانه روزی کرد. منو اد کن نامرررد نامرد نامردئ

رضا

زیبا جالب وملموس می نویسی آبجی لاله [گل]

خانوم دکتر

بهت بگم که افتخار ماست که می تونیم به رنج دیده ترین مردم خدمت کنیم! مردمی که درسته فقیرند یا ضعیفند اما دل خیلی هاشون مثل دریاست و شعور و معرفتشون قد آسمون! هیچ کس تو ده نمونده و ما هم بالاخره از این قسمت زندگی می گذریم!

طبیبانه (پزشک بانو)

به نظر من تاکید بر این جمله برای یادآوری چیزی هست مثلا اینکه یک تلنگر به اینکه اگرخواهان تغییر نباشید باید همیشه آنجا بمانید. به هرحال میگویند باید آنجا بمانید چون کارتان آنجاست و این بوی امید میدهد که اگر کارتان جای دیگری باشد دیگرآنجانخواهید ماند.

سینا

میدونی...............مادر تو از روی دلتنگیو خیلی چیز های دیگه این حرفو میزنه