مریضای جراحی اورژانس از ساعت 10 شب پیک زدن تا 3 صبح !انگار که قسم خورده باشن نذارن ما پامون رو از اورژانس بیرون بذاریم !من و سحر دیگه بیخیال خواب و پاویون شدیم و بست نشیتسم تو اورژانس ! خانوم مسنی با افت فشار اومده بود سحر کنه ی پزشک عمومی شده بود که شاید شکم درد هم داره ! چک کنیم اگه لازمه انترن جراحی رو صدا کنید ! من رفتم بالا سر مریض دیگه و وقتی برگشتم دیدم سحر با علاقه ای خاص ! نشسته و داره خلاصه پرونده ی تیکه پاره شده ای رو که به زور از جیب یه مریض معتاد کشیده بیرون چسپ میزنه ! و میخنده ! یاد کارنامه ی اول دبستانش افتاده بود که ذوق زده بوده و اینقدر تاش زده که جر خورده و بعدش تصور کنید پدر سحر رو که با همین علاقه نشسته بودن و کارنامه ی سحر رو چسپ میزدن و سیل اشک سحر تمومی نداشته !!!!

/ 4 نظر / 3 بازدید
ریحان

میشه ما هم مریضهای خودمونو بفرستیم طرف شما یه ویزیت جراحی بشن؟[نیشخند]

محسن

این صدای الاغ 25 تومنی رو (از اینا که بچه ها سوار میشن )ور دار از تو وبلاگت[نیشخند]

سعید توکلی

وبلاگتون رو دوست دارم برام خیلی نوستالژیکه[لبخند] منو یاد چند سال قبل میندازه تبریزو کشیک اینترنی و بیمارستان سینا و......

علي سعادت

مطالبتان بسیار زیباست.ادامه بدهید.من همیشه سر می زنم.