و ما در حال خاطره سازی هستیم !!!!!

سحر یه جمله ی مشهور داره که تو بدترین کشیکا که از زمین و زمان داره برامون میباره منو واقعا شارژ میکنه .....  و من میمونم که به حال زار خودم گریه کنم یا به جمله ی سحر بخندم ! فرقی نداره ... اگه سوند زدی و مریض از سر تا پات گلاب پاشیده تو روت یا اگه NG گذاشتی و مریض بالا آورده رو روپوش  تازه شسته شدت یا اگه احساس میکنی که رسما رزیدنت خر حمالی میکشه ازت یا اگه پرستار محترم هی دم به ساعت بیخود و بیجهت میکشدت تو بخش... یا حتی اگه پست کشیکی و قراره با گیر ترین اتند بخش مورنینگ بدی و حتی دیگه ایندرال هم استرست رو کم نمیکنه ....

 ............... : اشکال نداره. اینا همش خاطرست !!!! 

 ...............................................................

 با سحر آف بندی کرده بودیم که تا 4 صبح اون بره اورژانس و من بخوابم و بعد اون هم تا 8 من برم . تا 4 صبح دم به دقیقه زنگ زدن که مریض هست . آخرین باری که سحر رفت دیگه تلفن زنگ نزد و تا خود صبح مثل چی جفتمونم خوابیدیم ! صبح که پاشدیم کشیک رو تحویل بدیم دیدیم آخرین باری که سحر گوشی رو برداشته تلفن رو کج گذاشته و ...... !!!!!

کم مونده بود همچین خاطره ای برام بسازه که تا آخر عمر فراموش نکنم ! شکر خدا به خیر گذشت !

/ 16 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پریناز

من هنوز خیلی مونده به کشیک برسم خدا به دادتون برسه

مجید

داری می میری از خوشی دیگه ؟[چشمک]!!

رضا

خوبه . اینم یاد گرفتیم.

سارا

[گل]**** دعوت نامه **** سلام دوست خوبم امدم دعوتت کنم برای اپی که خیلی مخصوصه شاید از نظر متن فرقی با یقیه نکنه ولی به خاطر روزش که مخوصوصه اپشم مخصوصه پس زود بیا پیشم که منتظرتم !! نگفتنم چه خبره ؟؟؟؟ روز پرستاره دیگه !!!!! نمی خوای بیای بهم تبریک بگی ؟!!!! به هر حال مام جزئی از این فرشته های سفید پوشیم دیگه !!

پدر

من که اکثرا وقتایی که بخشهای مینور بودم همین کار رو می‌کردم... خیلی وقتها هم واسه پرستارها بستنی و یا چیز دیگه می‌خریدیم اونها هم تا صبح دیگه زنگ نمی‌زدند و یا به دخترها زنگ می‌زدند...اخ اینقدر حال می‌داد!!![نیشخند]

علیرضا

سلام... وقتی شب و روز تلاش می کردی... وقتی رشته پزشکی رو از خدا می خواستی بجاش فوق دیپلم کامپیوتر می شدی... وقتی دوباره تصمیم به رشته پزشکی می گرفتی و دوباره شروع به تلاش یکساله برا قبولی در کنکور می کردی... وقتی میومدی و توی گوگل سرچ بچه های پزشکی رو می زدی که توش یه وبلاگی پیدا بشه که برات ایجاد انگیزه کنن... وقتی به این چیزا فکر کنی ... دیگه هیچ چیز برات خسته کننده نیست... دیگه از جایی که هستی لذت می بری... چرا ما هرجا که هستیم غر میزنیم؟