تهول !!!

مریضهای دهات ما از سه حالت خارج نیستن :

یا بوی پهن میدن یا بوی عرق یا دهنشون بو میده !!!!

خیلی وقت بود تو کف این نکته بودم تا دیشب که ...

بیخیال قضیه شدم وقتی تو شام عروسی دوستم خانومی که پیشم نشسته بود دقیقا بوی مریضام رو از خودش ساطع میفرمود !!!!

/ 19 نظر / 27 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پیمان

.

اردشیر بابکان

روزگارتان اهورایی اگر علاقه دارید من در وبلاگم مطلب کوتاهی درباره پاسخی برای مدعیان برتری نوشتم اگر مایل هستید آن را بخوانید و دیدگاهتان را بیان کنید. با تشکر از شما دوست عزیز[گل]

باقر

از یه خانم مثل شما بعیده که اینجوری به انسان ها نگاه کنه .در قدیم دانشجویان پزشکی برای ورو به این رشته ابتدا با ید کتاب اخلاق پزشکی زکریای رازی می خواندند و امروز مجسمه او در سردر دانشگاههای پزشکی خارج کشور نصب و نسبت به افکار او احترام خاصی دارند. با خواندن کتاب طب الروحانی رازی متوجه خواهید شد که صحبت کردن و دلداری و احساس خوب داشتن به مریض و امید دادن و دوست داشتن او 50 درصد معالجه اوست و مقدمه داروهای گیاهی و شیمیایی ست. ژوزش مطلبم به خاطر زبان درازی عزت زیاد.

ک

شاید ایراد از دماغ باشه ها!! [چشمک]

همون نفهم( البته از نظر شماها)

تورو خدا از خودت خجالت نمی کشی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ شاید مثل یه دکتر مبارز تو کوهها مشغول مداوای مریضا و مجروحها بودی . شاید مثله این پزشکای بدون مرز الان توی سومالی و لیبی و فلسطین بودی. وقتی میبینم یه نفر مثله چه گوارا هم دندون پزشک بوده از اسم بردن امثال شما به نام پزشک خجالت میکشم . چیه ؟ با چند تا جوجه فکل و پسرای سوسول مامانی نشستین دور هم و احساس میکنین که دنیا قدر شما رو نمیدونه .

نفهم

اولا وقتی شانسی وبلاگتو دیدم حیفم اومد یه نظر ندم . هرچند حالم خیلی گرفته شد که خیلیا به این خزعبلات میگن نویسندگی. دوما از وقتی ارشد بالینیمو گرفتم دارم رو خودم کار میکنم . منم از یه دانشگاه معتبر مدرکمو گرفتم ( تهران) . منم می تونم بگم مراجعام شعور ندارن و قدرمو نمی دونن . یا می تونم اعتراض کنم که استاد راهنمام با مقاله های من تو آلمان کنفرانس داده . یا رئیسه کلینیکمون با من زیاد مچ نیست . این حرفا رو از رو عقده ای بودن نزدم . من 82 توی کوی بودم . 88 هم همینطور. میفهمم که دانشجو بودن فقط افتخار کردن به مدرک نیست . اگه اینطوری باشه باید بگم آدم گوساله میاد تو گاو میره بیرون . حرف اصلیه من اینه : آدم های بزرگ درد دیگران را دارند، آدم های متوسط درد خودشان را دارند، آدم های کوچک بی دردند آدم های بزرگ درباره ایده ها سخن می گویند، آدم های متوسط درباره چیزها سخن می گویند، آدم های کوچک پشت سر دیگران سخن می گویند. آدم های بزرگ عظمت دیگران را می بینند، آدم های متوسط به دنبال عظمت خود هستند، آدم های کوچک عظمت خود را در تحقیر دیگران می بینند. به نظر خودت از کدوم دسته ای ؟؟؟ یه کم فکر کن دکی

لیلا

یک سوالی برام پیش اوم توی مهمونی کدوم یکی از این بوها میومد؟