دلمردگی هایم ...

محیط کاری من به اندازه ی کافی غمگین هست ... هر قدر هم که بخواهی به رویت نیاوری وقتی روزانه دست کم 12 ساعت در این محیط باشی صدای ناله و زجه و گریه و شیونی خواهی شنید ...

آن وقت بین این همه درد و غم وقتی من بخواهم لحظه ای بخندم یا انتظار داشته باشم کسی با من بخندد معلوم است که دیوانه به نظر میرسم !!!

 

/ 26 نظر / 40 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهکامه

از زمان کنکورم تا الان که سال سومی ام وبلاگتو می خوندم و چقدر دوستت داشتم همیشه..خودت و نوشته هاتو با تمام وجود آرزو می کنم به اونجایی که می خوای برسی جایی که بعد از تحمل همه ی این سختیا استحقاقشو داری لاله عزیزم

آنشرلی

سلام عزیزم چرادانشجوهای پزشکی وسط راه افسرده میشن؟ دوس داشتی به منم سر بزن تبادل لینک؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

مریم

خانوم دکتر دلم براتون تنگ شده چرا آپ نمی کنید؟

سجاد

زلزله بوشهر رو دریابید دکتر

....

سلام خانوم دکتر.انترن سابق می شه چیه الان؟!!!!! چرا دکترهای عزیزمان همشون ناراحتن و غصه دار؟! من ترم اولیم وقتی می بینم این چیزا رو خوب دلم ی گیره...... می دونین چیه من خودممم اصلا تحمل درد و ناراحتی دیگران و ندارم با این روحیه چه پزشکی بشم من. و مدام نگران این که نکنه من که خانم هستم تو کارای عملیمون کم بیارم مخصوصا وقتی توی رانندگی اون قدر خوب عمل نمی کنم!خوب جفتشون عملین دیگه......

محمد

همیشه شاد باشیدو سلامت

ر

سلام چرا نمینویسین[ناراحت]

عاطفه

سلام همکار چند سال جلوتر از من میدونم شرایط کاری سختت رو ولی بخند باور کن جادو می کنه این تجربه ی همیشگی منه وقتی خوش اخلاق باشی و بخندی حتی تو اوج خستگی، همیشه اولین تاثیر مثبت روی خودت داره! و بهتر از اون این ک آدم ها در کنار لبخند لحظه ای دردشونو فراموش میکنن و از بودن با تو لذت می برند خوش اخلاق باش و لبخند بزن،همیشه...