امروز صبح وقتی وارد بیمارستان شدم دیدم به لطف استرسی که از اولین روز ورود به بیمارستان کشیدیم ( تو بخش غدد !!! ) متوجه جوونه زدن درختا نشدم ! الان اومدیم روماتو از اول بخش هم مریض رو تختم نخوابیده ! خیلی هم علافیم منتها اصلا حال نمیده ! انگار آدم هر چی استرسش بیشتر باشه روزاش راحت تر شب میشه ! فکر میکردم روزای بدی داشتم ولی حالا میبینم صد هزار تا دکتر بهرامی که بتونه همه ی انترن ها و رزیدنتها و استاجر ها رو با هم متحد کنه که به هم کمک کنن.... با هم شرح حال بگیرن.... به هم توضیح بدن..... سر راند به هم تقلب برسونن !!! ..... می ارزه به یه رزیدنت داخلی عقده ای که بیاد از رو نوتت کپی کنه و بعد پته ات رو جلوی استاد بریزه رو آب  !!!!!!!!!

/ 12 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بنفشه

لاله جون قشنگ مينويسی..تونستی يه سر هم به من بزن

رضا

سلام من ترم يکيم( دانشگاه اصفهان) نمی دونم اون ترم های بالا چه خبره ولی اينجور که نوشتی مثل اينکه جالبه

سبا با سین دوچشم

چه قدر آدم های بی معرفت زيادن. در هر صورت اميدوارم که دوران خوشی رو پيش رو داشته باشی. آپم.

مجيد

سال اتحاد مليه ديگه کم پيدايی ؟

هادی

سلام دکتر جان جالب بود من فیزیولوژی گایتونو چند روز پیش تموم کردم واسه سومین بار!!!خیلی جالبه ،حالا وجه تسمیه شما چیه نکنه دختر خالشی؟؟؟ بیکار شدی خواستی دیس کانکت شی سری هم به ما بزن!!!!

جوجو

چقدر تو سختی کشيده ای دکتر جان

پيام

سلام.يکی پته اين رو جمع کنه

پزشک ۷۸

آخييی چقدر دلم لک زده برای رزيدنتهای پته ريز

هادی

سلام دکتر حالا معنی فارسی این گل چیه

sanaz

سلام من همکار شما هستم وروديه ۸۱. دلم می خواست بيشتر باهاتون اشنا شم ممنون