يكي ديگه از همكلاسي ها هم از دور مسابقات خارج شد !!!! بدفرم بخت كلاس باز شده ! ميخوام ببينم كي تا آخر دوام مياره !!!

قصه هاي من واتاقم !

در واقع قصه اي نيست كه قابل تعريف باشد آنچه در اين ميان مرا دست به تايپ نموده ملالي نيست جز دوري شما ! نه نه خط بزن ! ملالي نيست جز امتحان ! ما را ملالي نيست به جز ارتوپدي ! رسما ما رو گرفتن !‌ يه بار تو بخش امتحان داديم حالا هم كه جناب استاد محترم 8 جلسه اومدن و ما را به باد فحش و تحقير گرفتند و برفتند !‌ ادب هم بعضي وقتا بد نيست !‌ برگرديم به احوالات اتاق خودم !‌ همانگونه كه احتمالا مستحضر نيستيد اين اتاق 4 ديواري اي بيش نيست !‌ البته سه ديوارش ديوار است و يه ديوارش پنجره ! پنجره اي كه مرا به افق هاي روشن آينده... ببخشيد بازم رومانتيك شدم !!! اين پنجره باز ميشود به همه جا ! كلي آپارتمان با پس زمينه ي كوه ! كوههاي سرخ فام عون ابن علي !!! حالا اينم چندان ربطي به جريان نداشت ! اين اتاق سه ديواره ي من نياز مرا به ييلاق و قشلاق نموندن كاملا رفع نموده ! و عنقريب است كه نقاش سر برسد و بگويد چه رنگي بزنم و من سالهاي سال است كه معتقدم روزي خودم ديوار اتاقم را رنگ خواهم زد ! ديوار ها را رنگ خواهم زد ! جور ديگر خواهم ديد ...! جاي سهراب خالي ! با هم رنگ ميزديم !!! حالا سهراب هم به كنار من بين آبي و صورتي و نارنجي موندم !!! دست آخر ميگم هر ديوار رو يه رنگ بزنه ! عجب جيگري مي شود ! با عرض پوزش مجدد ! برگرديم به اتاق خودمان و ميز خودمان كه انبوه كتب روي آن مرا هر دم نگران ميكند !!! و من سر به بيابان ميگذارم .... ساعت 3.30 شد و من همچنان چرت ميگويم و دريغ از يه كلمه ارتوپدي كه خونده باشم !!!

/ 14 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آرزو

وووووووووو الحمدلله که ما اوتومونو داديم رفت!!!!!!!!!!

سيناپس

پس شما هم قصه دارين. می گم بيا با هم يه کتاب بنويسيم. پزشکی که قربونش برم فعلا جز بدبختی چيزی نداره شايد اين جوری موفق تر بشيم

ريحان

ها؟!!!! نفهميدم بالاخره...!

مجيد

اين ارتوپدي هم جزو مباحث سخته .... من آپم درضمن روزت هم مبارك

پيام

سلام.نارنجینوشته مامانت خيلی با مزه بود.يک چيزی تو مايه های چجور کفر مامان رو در بياريم بود اين کارای تو

پدر(نم‌نم)-دکترکوچولو

قابل توجه روزنامه شرق...استادا به ما فحش و بد و بيراه می‌گويند...کجاييد تا اينها رو هم تو روزنامه‌تون منعکس کنيد؟..روز زن بر همه شما مبارک

به اتفاق بانو

کاش يکی نويسنده اين وبلاگ رو توجيه کنه که رنگ زرد و نارنجی و صورتی بيشتر برای پيراهن و روسری و مداد رنگی مناسبه نه برای رنگ قلم وبلاگ. اخه وبلاگ بايد يک نظم و نظام و سازمانی داشته باشه که اين رنگ به رنگ شدن نوشته ها ناقض اونه. در هر صورت امیدوارم خدا همه گمراهان را به راه راست هدايت کنه! از جمله خودم رو

پزشك78

سندرم شب قبل از امتحانه.... مي توني اتاق رو اپن كني تا ديگه غصه ديوار و رنگ نداشته باشي

مريم

ارتوپدی همينه يادم مياد بخش استاجری استادمون با دست مبارک سوالا رو داد به من گفت برو تایپ کن منه خنگم اصلا به سولا نيگا نکردم تا سر امتاحان