خاطرات ناگفته - قسمت دوم

قرار ما در داخلی بر این بود که یک بار من مورنینگ بدم و دفعه ی بعد سحر . این جوری یه درمیون خیالمون راحت بود ! همه چیز خوب پیش میرفت تا اینکه ...

تو تایم من اتند محترم یه مریض فرستاده بود که کیس دیابت بود . بنده یک سری معاینات سرسری نمودم و به شکم که رسیدم چاق تر از کل هیکل بیمار به نظر میرسید ولی بیمار هی ادا در آورد و نذاشت معاینه کنم ! بنده نیز نوشتم شکم چاق بدون تندرنس و ... فردا نوبت سحر بود که مورنینگ بده . اینقدر به اتند محترم بد و بیراه گفتیم که این دیابت رو برای چی بستری کرده که به کل یادمون رفت سحر بره و لا اقل قیافه ی مریض رو ببینه !

صبح شد و سحر مورنینگ رو شروع کرد. خواندن معاینه ی شکم همان و شلیک از جانب اتند محترم همان ! که چطور شکم چاق بود و دیگر هیچ ؟ شما اصلا مریض رو دیدید ؟ قیافه ی ظاهری مریض چطور بود ؟ سحر براساس چاق بودن شکم گفت آقای چاقی بودن !‌ من هم هی بال بال میزنم که لاغره لاغره ! اتند یک نگاه عاقل اندر سفیهی کرد و شروع کرد که اصلا شکایت بیمار این نبوده و ...

 بنده دیدم گندی است که خودم زدم و سحر داره محکوم میشه! از اون پشت با قیافه ای کاملا خسته و حق به جانب رو به اتند گفتم :‌آقای دکتر ! ‌این بیمارا وقتی مارو میبینن اصلا همکاری نمی کنن . اون چیزی که به شما میگن با اون چیزی که به ما میگن کاملا فرق داره ! دیروز چند ساعتی من و خانوم دکتر درگیر این بیمار بودیم ! هر چی ما میپرسیدیم جواب نمیدادن ! حتی اجازه ی معاینه ی شکم رو هم نمی دادن ... ! و اتند محترم بحث را مبنی بر اینکه خق باشماست ادامه دادن ! و به خیر گذشت !

بعد از مورنینگ که سحر با جوجه اکسترنهاش رفته بودن معاینه کنن مریض اجازه نداده بود ! بسیار خرسند شدم که سو تفاهمی بین من و سحر مبنی بر اینکه مریض رو معاینه نکرده بودم ایجاد نشد !

/ 20 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پیمان

افتادی به اطناب از زور بیکاریه فک کنم!!!![نیشخند]

خاله اذر

لابد یه کاریش کرده بودین که اجازه معاینه نمیداد...!!![نیشخند]

امین

سلام مطالب را با دقت انتخاب میکنی موفق باشی.من آپم زود بیا

بیگانه

سلام. وبلاگتون جالبه.[گل] خوبه به خیر گذروندی

خانوم دکتر

اولن : خزار تومان شد[نیشخند] دوما:مرسی اووووومدی[ماچ] سوما:خوش بحااااااااااالت

جوجو

با این خاطره ای که تعریف کردی عمرا من به دکترهای جون تو فک و فامیل اعتماد کنم

پارسا

سلام خاطاتتون زیبا بود .برای من قابل درک منتهی من مهندسی خوندم و.... خیلی دوست دارم بیشتر باهاتون درارتباط باشم ولینکتون کنم وشما هم لینکم کنید. قربانتون فعلا