جوجه در اورژانس ..... اپیزود ششم !

این همراهان مریض همچین چپ چپ مرا نگریستن که من فکر نمودم شاخ میدارم !!!!

پرستار محترم همچین با ابهت به منی که زیر تابلوی پزشک اورژانس نشسته بودم و همچین شیرین شیرین !!!!!!!!!! داشتم لواشک می خوردم (البته لواشکش ترش بود !‌) جلو چشمان تشنه ی پزشک همراهمان مریض گفت :خانوم دکتر ؟؟؟‌(‌همچین که همه بشنون !!!‌) بخیه اینو میزنید ؟!!!!!  منم که تشنه ی بخیه ! لواشک در دهان !!! گفتم ها !!!! پریدم بالا سر مریض !!! از این سر پاشو دوختم تا اون سر !!!!! حساب بخیه اش از دستم خارج شد دیگه !!!!  شانس آوردم دست از پا خطا نکردم وگرنه با اون لواشکی که من داشتم میخوردم و با اون چشای قلمبه ی همراها...... 42.gif24.gif

/ 7 نظر / 19 بازدید
تيده آ

سلام بی معرفت کجای تو تهنا تهنا لواشک ميخوری؟ بيا اونورا يه سر وقت کردی فعلا خدافيزی

پروين

سلام راستش من لينکمو نمی بينم لطفن لينکم کنيد من لينکتون کردم

پزشك78

مگه تو اوژانس امام، ارتوپدي هم گذاشتن؟

دژاوو

ببينيم اپيزود هفتم چه می کنی جوجه!

نورا

چه جالب با کلمات تشنه و ترش وشيرين بازی کردی. جلب بيد