امشب از آن شبهایی است که حوصله ی خودم را هم ندارم ! صاف می آیم می روم توی جایم ! به کسی چه ! با همان شلوار جینی که بیرون می پوشم می خوابم ! دست و رویم را هم نمی شویم مسواک نمی زنم موهایم را شانه نمی کنم حتی کش مویم را هم باز نمی کنم به کسی چه ؟

مادرم را که تا این وقت شب نشسته تا با من غذا بخورد هم تنها میگذارم ... ساعتم را کوک نمی کنم شاید دلم نخواهد فردا بیدار شوم . قبل خواب کتاب نمی خوانم فیلم نمیبینم آهنگ گوش نمی کنم ... به کسی چه ؟

6 ساعت تمام وقتم را در کتابخانه ای تلف کردم که پر بود از سرخوشهایی که آمده بودند سالن مد و همش رفتند و آمدند و در را کوبیدند و پج پج کردند و ...

حوصله هم ندارم به کسی چه ؟ امشب خودخواهم !‌فقط خودم مهم ام همین ...

 

 

 

/ 9 نظر / 8 بازدید
جوراب پاره و انگشت ازاد

چه بداخلاق...........البته به من چه!

سودا

لاله جونی چی شده؟ این هم بگذرد عزیزم...خدا بگم باعث و بانی این طرح لعنتی رو چی کارش کنه هرکی برمی گرده همین جوریه...

ممول

اه اه نگو ازاین کتابخونه پشمکییا[چشمک]

ریی!

خوب می کنی! اما شاامو باس می خوردیا! گفته باشم عذاب وحدانتو زیاد کنم![شیطان]

zemestan

شادی روح بی فتوح لاله جان یه دس مرتب با صوت لطفا

حسام

لاله جان میدونم خسته ای ولی تو رو خدا جواب بده فرق انترن و اکسترن و رزیدنت چیه؟ ممنونت میشم

سایه خورشید

اگه زندگی شده پر از اگه... یا خدا کنه... بعدشم میشه شاید... زندگی بدون پیش فرض چه زیباست.

طیبه

خیلی این متنتون رو دوست داشتم. آفرین. من هم خیلی وقتا این حس رو دارم