جوجه رزیدنت میشود !

( جوجه انترن سابق )

من و نرگس پایین بودیم ... بهرنگ و بکتاش بالا !  مامانهامون در رو قفل کرده بودن و رفته بودن !

یه سوراخ گنده کف حموم بکتاش اینا بود و بر حسب اتفاق همون سوراخ تو سقف حموم ما بود !!!!  اونا مونده بودن بالا و ما پایین و نمی تونستیم بریم بازی کنیم . من و بکتاش با اون مغز فندقی ۵ سالمون پیشنهاد دادیم که اونا یه طناب بندازن و بیان پایین ! بهرنگ که مثلا بزرگمون بود و ۸ سالش بود گفت اها ما طناب میندازیم شما بیاین بالا ! نرگس که ۷ سالش بود گفت تو غلط می کنی !!!! ( از نرگس یاد گرفتن این تیکه کلام رو !‌) شما بیاین پایین ! خلاصه اینقدر نرگس و بهرنگ دعوا کردن که نه اونا اومدن پایین نه ما رفتیم بالا تا اینکه مامانامون اومدن و در باز شد و  رفتیم تو حیاط بازی کردیم !!!!!

..............................................................................................................................

یادش به خیر . اونا رفتن استرالیا ... ما هم اومدیم تبریز !

نوشته شده در یکشنبه ۱٠ دی ۱۳۸٥ساعت ۳:٥٠ ‎ب.ظ توسط لاله نظرات () |

Design By : Night Melody