جوجه رزیدنت میشود !

( جوجه انترن سابق )

 

 

 

بالاخره سال یکی ها آمدند . بماند که تا اینها بیایند چه خون دلی خوردیم ما ! اما ورود مبارکشان با اولین کشیک سال دویی من مبارک شد . کشیک اورژانس را که تحویل گرفتم تمام تصورم از سال بالایی به کابوسی بد تبدیل شد ! مریم از همان اول خودش را کشید کنار و گفت من با این سال یکی ها نمی توانم ارتباط برقرار کنم ! من ماندم و 4 تا سال یکی مات و مبهوت و سه تا اینترن زرنگ که میدانستند با آمدن سال یکی ها کلی جای دودریزاسیون دارند !

 

دقایقی بعد همه معرکه ای را وسط اورژانس شاهد بودند که معرکه گیرش یک جوجه سال دو بود که تا دقایقی پیش نمیتوانست حتی به اینترن دستور بدهد ... بعله ... به معنای واقعی من دم در آورده بودم !!!

 

اینترنها کارشان شد شرح حال گیری و معرفی بیمار و در آوردن آزمایشات ... رزیدنتهای سال یک قرار شد مریضهای قدیمی را بشناسند و نت بگذارند و مریضهای جدید رو با اینترنها ببینند و بعد باهم دستورات بنویسیم ... تا اینجای کار همه چیز راحا به نظر میرسید اما مشکل اینجا بود که یکی از رزیدنتهای جدید یک آقای مسن در حد 50 سال یا بیشتر بود که چندین سال کار کرده بود . و نه ما رومون میشد چیزی بهش بگیم نه اینکه میشد ولش کرد ... چون ممکن بود هر لحظه سرخود کاری بکنه ! اینجوری شد که تمام وقت من صرف از دور پاییدن ایشون شد که مبادا بدون اینکه اطلاع بده کاری بکنه ... و البته اینطور هم شد و نصفه شبی مریضی که دیده بود رو اطلاع نداد و .... !

 

نمی دونم سال بالاهای ما چی از دست ما کشیدن ولی هر سال با اومدن رزیدنتای جدید همه مون یادی میکنیم از اولین روزای خودمون و کلی به خودامون میخندیم !

نوشته شده در یکشنبه ٢۳ شهریور ۱۳٩۳ساعت ۱٠:٠۸ ‎ب.ظ توسط لاله نظرات () |

Design By : Night Melody