جوجه رزیدنت میشود !

( جوجه انترن سابق )

 

بازهم صبح میشود و صدای زنگ موبایلم که در می آید دستم میخواهد پرتش کنم آنور اتاق ...

 

چشمهایم باز نمیشود و به زور که بازش میکنم میسوزد ...

 

پاهایم فرمانبردار من نیستند و می خواهند دراز بکشند ...

 

دستهایم محکم لحاف را چسپیده اند و ول نمی کنند ....

 

اما امان از دست این عقل .... که همه را دنبال خودش بیرون از تخت میکشد و میگوید تنبلی بس است !

 

گاهی دلم میخواهد یک گلوله حرامش کنم و بگیرم تخت بخوابم  !!!

نوشته شده در یکشنبه ٢۳ شهریور ۱۳٩۳ساعت ۱٠:٠٦ ‎ب.ظ توسط لاله نظرات () |

Design By : Night Melody