جوجه رزیدنت میشود !

( جوجه انترن سابق )

نمی دانم میداند یا نمی داند ... مادرم فقط با همین یک جمله مرا به آخریم حد عصبانیتم میرساند : از این به بعد دیگر همیشه باید در ده بمانی ! چون کارت آنجاست !‌

نمی دانم عصبانی میشوم چون واقعیت این نیست یا عصبانی میشوم چون شنیدن واقعیت تلخ است ...

آیا قبول این مسئله برای کسی که آرزوهای بسیار بزرگی فراتر از این شهر و دیار داشته سخت است یا برای همه همینطور است ؟!

وقت و بی وفت ،‌مریوط و نامربوط ، ... ،‌نگو این جمله را مادر من ! نگو !

 

نوشته شده در جمعه ٢ اردیبهشت ۱۳٩٠ساعت ۱٢:۳٦ ‎ق.ظ توسط لاله نظرات () |

Design By : Night Melody