جوجه رزیدنت میشود !

( جوجه انترن سابق )

آقای فرماندار .... سلام .

حال ما اینجا خیلی خوب است . گفته بودید اگراز بیمارستانتان شکایتی دارید نامه بنویسید. ما شکایت نداریم آقای فرماندار . راستش از وقتی بیمارستانمان شبانه روزی شده همه ی مشکلاتمان حل شده است . ولی نمی دانم چرا آن خانوم دکتری که آنجاست با اسم بیمارستانمان مشکل دارد . هر وقت میگوییم بیمارستان اخم و تخم میکند و میگوید شما هنوز فرق بیمارستان و درمانگاه را نمبدانید . چرا ندانیم ، بیمارستان جایی است که در آن زایمان میشود ، مریض میخوابد ، هر وقت بروی دکتر داروهایت را میدهد دستت ... ولی بعضی وقتها این خانوم دکتر میخواهد سر ما را شیره بمالد . فکر می کند ما نمی دانیم او دکتر نیست . آن روز هم که عروسمان را بردیم آنجا زایمان کند از سرش باز کرد و سرمان داد زد که مگردیروز به شما نگفتم این را ببرید بیمارستان ؟! بعد هم آمبولانس را خبر کرد و مارا فرستاد شهر. شانس آورد نوه مان وسط جاده به دنیا نیامد وگرنه کاری میکردم اورا بیندازند بیرون . مگر ما این دفترچه های بیمه های روستاییمان را مفت گیر آورده ایم که پولش را میدهیم اینها بخورند ؟ اینها که دکتر نیستند اینها آمده اند اینجا شوهر پیدا کنند !

آقای فرماندار ، حال ما اینجا خیلی خوب است . از وقتی بیمارستانمان شبانه روزی شده همه ی مشکلامان حل شده است . فقط گاهی دکترهای اینجا عصبانی میشوند .همسایه مان میگفت آنشب ساعت 12 رفته اند بیمارستان، بنده خدا دو ماه بوده میخچه داشته ولی دکتر کاری نکرده ، نسخه اش را نوشته و گفته فردا بگیر. حتی دارو هم نداده ، مگرمیشود بیمارستان شبانه روزی دارو نداشته باشد ؟ دیشب ساعت 4 خودم رفتم برای 4 روز مرخصی بگیرم ، دکتر را که صدا کردند خواب بود ! مگر دکتر میخوابد ؟ بعدش هم آمد و عصبانی شد و مرخصی مرا هم ننوشت و رفت ! چند شب پیش هم خواهرزاده ی 37 ساله ام تب کرده بود ترسیدیم تشنج کند بردیمش بیمارستان دکتر بازهم خواب آلود آمد و نسخه داد دستمان . ما هر چه گفتیم باید بستری اش کنی و تا صبح بالا سرش باشی قبول نکرد و گفت باید استامینوفن بخورد ، حتی آمپول تب بر هم نزد !  بازهم شانس آورد که خواهرزاده ام تب تشنج نکرد !  

 ما میگویم حالا که همه جا دکتر ریخته اینها را برداریم چند تا دکتر خوب متخصص بیاوریم اینجا ، از این مهرهای تائید اینها هم به هر کس بدهیم که دیگر لازم نباشد برویم دفترچه مان را تائید کنند .هر وقت دفترچه میبریم امضا نمیکنند و میگویند خود مریض را بیاور، مهر اینها چه ارزشی دارد که ما باید هزار تومن بدهیم ؟ تازگی ها آمپول را هم گران کرده اند به جای 60 تومان 700 تومان میگیرند و خیال میکنند ما نمیفهمیم بقیه اش را خودشان برمیدارند !

ولی خب آقای فرماندار همین که بیمارستان مارا شبانه روزی کردید دستتان درد نکند . ما هم اگر مشکلی با دکترها پیدا کردیم فحش میدهیم و اگر هم دلمان خنک نشد تهدیدشان میکنیم یا میزنیمشان . اینجا که نگهبان ندارد کسی هم نیست جلوی مارا بگیرد ، خیال شما راحت ! ما خودمان حساب اینها را کف دستشان میگذاریم .

        

نوشته شده در یکشنبه ٢۱ فروردین ۱۳٩٠ساعت ۱:۱٧ ‎ب.ظ توسط لاله نظرات () |

Design By : Night Melody