جوجه رزیدنت میشود !

( جوجه انترن سابق )

نمیدانم ار خوش شانسی من بود یا مریض . درمانگاه که خلوت شود یعنی بلایی به سرت خواهد امد ! آقای پذیرش هم که از جانش مایه گذارد و از یه ور برانکارد بگیرد قطعا مریض یک چیزی اش میشود ! و اینگونه میشود که یک خانوم کاملا غیرهوشیار را میاندازند جلویت و میگویند آدمش کن ! کمی داد میزنی و چپ و راست سیلی نثار حاج خانوم میکنی که ببینی میفهمد یا نه و بعد از اینکه خبری نمی شود و همراهانش شیون راه میاندازند یادت میافتد شرح حالی بگیری که همه آنچه از لابه لای گریه ها می فهمی اینست که 50 سال دارد ! رگی میگیری و الله بختکی به پرستار که سرم سالین نرمال آورده میگویی سرم دکستروز بزند . کمی بعد که در به در دنبال گلوکومتر میگردی و نمیابی ، گلوکز هیپرتون میخواهی و نمیابی ، کف پایی میگیری و چیزی دستت نمی آید ، خانوم همکار هم که هی سیخ میکند توی تنت و میگوید این آپنه دارد آین پلژیک است این دوبل آبوله است این حتما سی وی ای است این ...115 را خبر میکنی و کم کم ترست برمیدارد که حال با این همه اصطلاح علمی که ریخته ایم دور و برمان و نمی دانیم چه کنیم واقعا اگر آپنه باشد که برای اعزام باید انتوبه کنیم ! دستو پایمان میلرزد و شیون ها به اوج میرسد و سرم که به نیمه میرسد حاج خانوم سرحال روی تخت نشسته است ! و هیچ کس به سان من فریاد شوق برنمی آورد ! بعد از آرام شدن اوضاع همراه مریض می فرماید دیابت دارد و انسولینش را که زده است .... !

تشخیص الله بختکی ما با اینکه غلط از آب درنیامد ولی چند نکته ی اخلاقی دارد :

1. به عنوان رئیس مرکز انتظار میرود بروید سیریش شوید گلوکومتر بگیرید !

2. به همکارتان زیاد اعتماد نکنید حتی اگر لغات تخصصی زیاد به کار برد !

3. همراه مریضی را که شرح حال نمیدهد به باد فهش و ناسزا و در صورت امکان کتک بگیرید !

4. پس از نجات جان مریض انتظار تشکر نداشته باشید !

 

نوشته شده در یکشنبه ٢۳ آبان ۱۳۸٩ساعت ٥:۳٧ ‎ب.ظ توسط لاله نظرات () |

Design By : Night Melody