جوجه رزیدنت میشود !

( جوجه انترن سابق )

شب از نیمه گذشته که صدای زنگ تلفن به صدا میاد و این یعنی ... انترن ای.ان.تی رو میخوان ! وقتی با کلی مکافات تازه چشمات گرم شده باشه میفهمی با چه اکراهی رفتم پائین . یه دختر بچه که دیروز صبح کله اش خورده به درخت و چاک خورده از این سر تا اون سر . اینکه چرا بعد از بیش از ٢۴ ساعت  نصفه شبی یادشون افتاده و دلشون به حال بچه سوخته بود رو گذاشتم کنار چون دیگه برام اثبات شده که ایرانی جماعت نصفه شب یادشون می افته که برن دکتر . اینکه نمیذاشتن موهاشو بزنیم رو هم یه جورایی میشد هضم کرد به هر حال دم عید بود و اگه مردم دختره رو کچل میدیدن ممکن بود عواقب بدی تو آیندش داشته باشه !!!!!!!  ولی ترکیب زرد و قهوه ای داخل زخم که به هیچ وجه با شستشو پاک نمیشد و بعد ها کاشف به عمل اومد که برای بسته شدن زخم توش زردچوبه و دارچین ریختن ! علاوه بر زر و زر یک ریز بچه و دستهای همراهاش که بر خلاف تاکید من مبنی بر دست نزدن به شان تمام مدت روی شان بود ! معجونی ساخت بس غیر قابل تحمل برای من که فقط و فقط با شنید صدای شترق یک پس گردنی آبدار قابل حل بود ! به هر حال سوچور زده شد و جهت خالی کردن عصبانیتم تو پرونده نوشته شد : مسئولیت هر گونه عفونت و حساسیت در اثر زرد چوبه و دارچین به عهده ی خود بیمار میباشد !!!

...................................................

بشتابید ! فقط دو روز فرصت دارید تا تبریک بگوئید !

نوشته شده در جمعه ٢۳ اسفند ۱۳۸٧ساعت ٦:٤٩ ‎ب.ظ توسط لاله نظرات () |

Design By : Night Melody