جوجه رزیدنت میشود !

( جوجه انترن سابق )

شب از نیمه گذشته بود ( بهتره بگم دیگه دم دمای صبح بود !‌) که گفتن برم اورژانس برای یه سوچور پیشانی ...

یه دختر ١۵ ساله بود که باباش با دسته ی جاروبرقی پیشونیشو مورد عنایت قرار داده بود و از این سر جر خورده بود تا اون سر ! و جالب اینجا بود که هر دو ثانیه یه بار باباهه تاکید میکرد که جاش نمونه هااااااا !!!

تقریبا همه تو اورژانس شاکی بودن که چه پدریه این ... و چیزی که بیشتر کلافه شون میکرد این بود که من اصلا عین خیالم نبود ! انگار خیلی عادیه !

و وقتی جویای جریان روشن فکری من شدن با این جمله مواجه شدن که ....

اولمازدی ساخلییدی سحرچاقی ووریدی ؟؟

ترجمه ی سلیس :

حالا نمیشد نگه میداشت صبح میزدش ؟!!!!

نوشته شده در جمعه ٢ اسفند ۱۳۸٧ساعت ۳:٢٧ ‎ب.ظ توسط لاله نظرات () |

Design By : Night Melody