جوجه رزیدنت میشود !

( جوجه انترن سابق )

هیچ کس باورش نمیشد اورژانس تروما ساعت یک نیمه شب اینجوری بشه . انگار که ظهر عاشوراست و یه شعبه از اورژانس تروما رو تو میدون جنگ زده باشیم ! به یک باره از در یه اتوبوس سیاه پوش خونین و مالین ریختن تو اورژانس ! کاشف به عمل اومد که دوتا دسته رسیدن به هم ... اولی گفته ای ووووو ! امروز که نوبت ماست تو این خیابون عزاداری کنیم شما چرا اومدین ؟ اون یکی گفته خب بفرما سند خیابون با شیش دانگش مال شما ! بزن طبلو ! دسته ی شماره یک شروع کردن و هنوز صدای دهل در نشده که دسته ی دوم بلند تر ترکوندن ! حالا هی این ولوم رو بکش بالا اون بکش بالا ! و در آخر کار به زد و خورد کشیده شده ! نامردا از چاقو و قمه و زنجیر گرفته تا سنگ و کلوخ هر چی دستشون بود زده بودن تو سر و کله ی هم ! اتاق پانسمان واقعا عاشورا بود ! از بوی خون متهوع ( اسم مفعولی تهوع !!! ) میشد آدم ! هر کس از یه طرف میدوخت . حتی انترن ای ان تی هم به جمع اورژانسی ها پیوسته بود و همه با هم نقش چرخ خیاطی رو بازی میکردیم ! یه لحظه دیدیم دعوای لفظی بین دو عدد از این بیماران در گرفت و کلمات بسیار رکیک رد و بدل شد ! بعد از اون هر دو نفری رو که وارد اتاق پانسمان میکردیم تا بدوزیمشون ! اول میپرسیدیم که شما مال این دسته اید یا اون یکی ؟؟؟!!!! مبادا که دو نفر از دو دسته ی متفاوت باشند !!!!

نوشته شده در دوشنبه ۱٦ دی ۱۳۸٧ساعت ۱۱:٢٦ ‎ب.ظ توسط لاله نظرات () |

Design By : Night Melody