جوجه رزیدنت میشود !

( جوجه انترن سابق )

کشیکهای شب حال و هوای خاص خودشو داره ... مخصوصا وقتی اورژانس داخلی هستی. هر کی از یه طرف تو رو میکشه که اول به مریض اون برسی. من شخصا تا ساعت ١٢ شب به هر ساز مریضا میرقصم ! گاهی اینقدر نازشون رو میکشم که خودم هم شاکی میشم ! حتی اگه مریض معتاده یا اگه خودکشی کرده یا اگه هیستریکه ... ولی کافیه ساعت از ١٢ بگذره ! بسان سیندرلایی که به اصل خود بازگشته (‌!!!‌) دیوانه وار سر مریضا داد میزنم ! و وقتی سحر اینگونه شد ( الان میگم چگونه !‌) متوجه شدم که ایراد از من نیست !

همراه یه مریض از دامان سحر چسپیده بوده که یالا بیا مریض من رو ببین ! و اینقدر سیریش شده که یهو سحر از کوره در رفت و دااااااد زد که مگه نمیبینی مریضم داره میمیره ؟ بذار اینو ببینم بعد میام بالا سر تو ! حالا شما حال اون مریض و همراهاش رو که سحر گفت داره میمیره رو تصور کنید !

............................................

خبر رسید که بیلی سر مورنینگ گفته تو وبلاگاتون چرت و پرت در مورد ما ننویسید ! یا اگه مینویسید لااقل اسماتونم بنویسید !!!! ببینیم چی میگید پشت سر ما !!!!

نوشته شده در چهارشنبه ۱۱ دی ۱۳۸٧ساعت ۱٠:۳٢ ‎ب.ظ توسط لاله نظرات () |

Design By : Night Melody