جوجه رزیدنت میشود !

( جوجه انترن سابق )

روز آخر اورژانس اطفالمون بود و بسی خوشحال بودیم ! ولی از صبحش انگار میخواستن حال ما رو بگیرن ! از ٨ تا ٢ مریضای خفن خفن ! دیگه خیال همه ی کشیکای ۵ شنبه و جمعه راحت بود که مورنینگ شنبه مال ماست !!! از ٢ که تایم اورژانس تموم شد تا ساعت ۵ با سحر آمبو زدیم ... به سلامتی تا من و سحر هستیم دیگه بیمارستان نیازی به ونتیلاتور نداره ! و از ۵ تا ٨ دوباره اورژانس رو ترکوندیم ! تا ١١ پی مریضا تو بخش بودیم و تازه رفته بودیم تو پاویون ... من به سحر گفتم گربه هستا نترس ! ولی سحر کلی به من خنده بکرد و ندانست که ... یهو جیغ داد هوار .... گربه رفته تو تخت سحر !!! هر چی تلاش کردیم در نیومد ... اومدیم بیرون ... علی گفت که ( برای مشخص نشدن هویت مجبورم اسم کوچیک بیارم ! لطفا سوء تفاهم نشوید !‌ ) این همون گربه ایه که سه ساعت افتاده بود تو سوراخ دستشویی ما ؟!!! و کاشف بعمل اومد که بوی گند از کجاست !!! پس از کلی اتصالات تلفنی با سوپروایزر محترم ! و کلی تمسخر از جانب کمکی های نسبتا محترم نیم ساعت تلاش فرمودن و گربه هه رو نتونستن خارج کنن ! ما هم بیرون بساط چایی به پا کردیم و خنده بازاری بود ! تا اینکه پرهام به رگ غیرتش برخورد و با رعایت نکات ایمنی رفت و به صورت ضربتی در آوردش ! تا ساعت یک به مناسبت خلاصی از شر گربه پای کوبی کردیم و ساعت دو دوباره رفتیم اورژانس ! تا ۵ صبح ! بعدش دیگه کشیک تموم شد و راه افتادیم بیایم خونه . دیگه جمعه شده بود . خیابونا خلوت ... کلی خلاف اومدم ! عقده های روانیم تخلیه شد اساسی !!! بعدش رفتم کوه ... کشیک مرگبار که میگن همینه !

..........................................

نتیجه ی اخلاقی : وقتی انترنی نزدیک به ٢۴ ساعت سر پا باشه و فقط یه ساعت خوابیده باشه و بعدش هم بره کوه یعنی اینکه زده تو فاز مانیک ... باز !

.........................................

قلبی که خالی از عاطفه است مبتلا به بدترین نوع بیماری قلبی است ....

نوشته شده در یکشنبه ۳ آذر ۱۳۸٧ساعت ۱٠:۳٢ ‎ب.ظ توسط لاله نظرات () |

Design By : Night Melody