جوجه رزیدنت میشود !

( جوجه انترن سابق )

روزی روزگاری هر روز از وضع اسفالت یکی از پر رفت و آمد ترین خیابونای شهرمون شاکی بودیم ! تا اینکه یه شب خوابیدیم و وقتی بیدار شدیم دیدیم همه جا رو کندن ! بسی خوشحال شدیم که دوران دست انداز های خفن داره به پایان میرسه ! و دیری نپایید که این خیابان به بهترین وجه ممکن اسفالت شد ! اسفالتی که میشه گفت وصله و پینه ای بیش نبوده و بازهم همون دست اندازها به شیوه ی مدرن تری تکرار شدند !

روز و روزگاری بعدتر ! صبح از خواب پاشدیم و در طی مسیر تو همون خیابون پر رفت و آمد یه نیمچه پیاده روهایی وسط خیابون برخوردیم ! که میگفتند سرعت گیر است ! در حالیکه سخت مبهوت این سرعت گیر ها تو خیابونی به اون شلوغی بودیم که مسلما هیچ کس نمی تونست با سرعت حرکت کنه تا اون سرعت گیرها سرعتش رو بگیرن مردم با هوش ما ! به نحو احسنت از این سرعت گیرها استفاده کردند و به عنوان محلی برای عبور عابر پیاده ازش استفاده نمودند !!!!

روزی روزگاری نه چندان دورتر ! شب خوابیدیم و صبح سر کوچه مان در همان خیابان مذکور نرده هایی وسط خیابون کشیده شده بود که حاکی از این بود که به زودی یک باند خیابون مختص اتوبوس خواهد شد و باند دیگر خیابون یک طرفه !!!! و ما مانده ایم که زین پس احیانا اگر بخواهیم برویم خانه مان ! چه باید کنیم ؟؟!!!

...........................................

به این میگویند طنز تلخ ! بخندید !

نوشته شده در جمعه ۱٥ شهریور ۱۳۸٧ساعت ٧:٢۱ ‎ب.ظ توسط لاله نظرات () |

Design By : Night Melody