جوجه رزیدنت میشود !

( جوجه انترن سابق )

روز اول کلاس زبانمون وقتی دیدم به جای خانم بهرامی خانم زنونی اومد سر کلاس
 
حسابی عصبانی شدم چون به خاطر استادش ثبت نام کرده بودم .
 در کمال نا مردی تمام هیچ کدوممون تحویلشون نگرفتیم.
کلی هم اعتراض کردیم ولی چاره ای نبود یا باید این ترم رو حذف می کردیم یا اینکه
سر همون کلاس می نشستیم !!!
جلسه ی دوم هم هیچ کس مایه نذاشت !!! منکه شخصا اصلا دلم نمی اومد سر کلاس
بنشینم.... هیچ شوقی برای کلاس رفتن نداشتم.............................
ولی هر چی بیشتر گذشت فهمیدم که اشتباه می کردم...... بعد ها فهمیدیم که خانم زنونی
 هم از بر خورد سرد ما شوکه شده بود !!!!
الان که این ترم هم تموم شده آرزو دارم فقط نیم ساعت بتونم سر اون کلاس بنشینم
حتی جلسه ی اول !!!!

معلم عزیزی داشتم که بیشتر از اینکه یک معلم برام باشه دوستم بود.
دیگه معلمم نیست ولی به عنوان یک دوست همیشه در خاطر من میمونه


yesterday was history...................
Tommorrow is mistery...................
but today is a gift............thats they say it PRESENT !!!

نوشته شده در دوشنبه ٢٧ شهریور ۱۳۸٥ساعت ٤:٠٤ ‎ب.ظ توسط لاله نظرات () |

Design By : Night Melody