جوجه رزیدنت میشود !

( جوجه انترن سابق )

داشتم دفتر خزعبلات نویسی انترنیم رو ورق میزدم که یک فقره هزار پا ! ( که غلط نکنم بیشتر از هشت تا پا نداشت ) از لای دفتر اومد بیرون و من در حالیکه باخودم میگفتم یعنی از کدوم بخش چپیده لای دفتر من ؟! با لطافت تمام دفتر رو فرود آوردم رو کله اش ! و الان مدت مدیدی است که زل زدم به لاشه ی لهیده ی این شونصد هزار پا که به طرز فجیعی دفتر و میزم رو به گند کشیده ! نکته ی هیجان انگیز اینه که یاد مداد رنگی افتادم ! مداد رنگی اسم گاهنامه ای بود که وقتی راهنمایی بودیم چاپ میکردیم . ایده ی گاهنامه از من بود ... 7 تا مدادرنگی بودیم ... من مداد سبز بودم ...گاهنامه شکل یه مداد بود که هر بار یه رنگ میشد و تمام مطالبش دست نویس بودن ... شوق بچه گانه ای بود که وقتی تو مجله ی استعدادهای درخشان اسم مدادرنگی رو آوردن احساس میکردیم انسانهای بسیار مهمی شده ایم ! حالا هر کدوم از مدادا رفتن یه طرف ... و من حتی یادم نیست هر کدوم چه رنگی بودن !

نوشته شده در سه‌شنبه ٢٢ امرداد ۱۳۸٧ساعت ۱٠:٥٤ ‎ب.ظ توسط لاله نظرات () |

Design By : Night Melody