جوجه رزیدنت میشود !

( جوجه انترن سابق )

صبح اول صبحی در حالیکه به سمت سلف جهت صبحانه میریم ...
سحر : میدونی دیشب خواب دیدم که سوالای پرانترنی لو رفته بوده و قراره که دوباره امتحان بگیرن !‌ میگفتن همین امروز عصر بیاین امتحان بدین !!!! منم همش در استرس ازت میپرسیدم که ساعت چند ؟ ‌تو هم جواب نمی دادی !!!!
من : این که چیزی نیست ! من نصفه شبی خواب دیدم رزیدنت اومده بالا سرم و داد میزنه که ان.جی تخت ۴ رو نزدی ! منم پاشدم رفتم که ان . جی بزنم ! از در اتاق که بیرون رفتم تازه فهمیدم که رسما توهم زدم !‌ اومدم تو تختم و کلی خندیدم ! تازه خوابم برده بود که دیدم رزیدنت با اون تومبون سبزش منو بیدار میکنه که چرا خوابیدی ! تخت ۴ مونده ! و من در عین خنگولیت بازم پاشدم و رفتم تا در .... !!!
...........
نتیجه ی اخلاقی : ما تحت فشار هستیم شدیدا !!!
نتیجه ی غیر اخلاقی : مگه دستم به اون رزیدنت عمه ... با اون پیرهن و تومبون سبزش نرسه !!!
نوشته شده در سه‌شنبه ٢٤ اردیبهشت ۱۳۸٧ساعت ۱۱:۱٢ ‎ب.ظ توسط لاله نظرات () |

Design By : Night Melody