جوجه رزیدنت میشود !

( جوجه انترن سابق )

سحر یه جمله ی مشهور داره که تو بدترین کشیکا که از زمین و زمان داره برامون میباره منو واقعا شارژ میکنه .....  و من میمونم که به حال زار خودم گریه کنم یا به جمله ی سحر بخندم ! فرقی نداره ... اگه سوند زدی و مریض از سر تا پات گلاب پاشیده تو روت یا اگه NG گذاشتی و مریض بالا آورده رو روپوش  تازه شسته شدت یا اگه احساس میکنی که رسما رزیدنت خر حمالی میکشه ازت یا اگه پرستار محترم هی دم به ساعت بیخود و بیجهت میکشدت تو بخش... یا حتی اگه پست کشیکی و قراره با گیر ترین اتند بخش مورنینگ بدی و حتی دیگه ایندرال هم استرست رو کم نمیکنه ....

 ............... : اشکال نداره. اینا همش خاطرست !!!! 

 ...............................................................

 با سحر آف بندی کرده بودیم که تا 4 صبح اون بره اورژانس و من بخوابم و بعد اون هم تا 8 من برم . تا 4 صبح دم به دقیقه زنگ زدن که مریض هست . آخرین باری که سحر رفت دیگه تلفن زنگ نزد و تا خود صبح مثل چی جفتمونم خوابیدیم ! صبح که پاشدیم کشیک رو تحویل بدیم دیدیم آخرین باری که سحر گوشی رو برداشته تلفن رو کج گذاشته و ...... !!!!!

کم مونده بود همچین خاطره ای برام بسازه که تا آخر عمر فراموش نکنم ! شکر خدا به خیر گذشت !

نوشته شده در چهارشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸٧ساعت ۳:٠٩ ‎ب.ظ توسط لاله نظرات () |

Design By : Night Melody