جوجه رزیدنت میشود !

( جوجه انترن سابق )

وقتی ماهی های قرمز رو دیدم تازه به خودم اومدم که انگار عید نزدیکه .... من کجام و این همه آدم که تو ی این بازارا میلولن کجا ! منم تو این جمعم ولی سر در گم دارم دور خودم میچرخم ....
۱ ماه و نیم تو اون کتابخونه پوسیدیم و دست آخر نه گلی به سر خودمون زدیم نه به سر این امتحان ! به سلامتی چشمام هم ضعیف تر شد !
امسال حال و هوای عید رو ندارم .... مثل بقیه ی سالهایی که امتحانای مهم زندگیمو تو اون سالها دادم .... اصلا حال و هوای هیچی رو ندارم . خدا میتونه کی دوباره میشم همون جوجه ی سابق .... جوجه ی شنگول ....

خدایا ممنونم برای تمام لحظات خوبی که به من میدی و من قدرشون رو نمی دونم . خدایای ممنونم به خاطر بهترین نعمتی که به من دادی و من نمی بینمشون ... پدر و مادر عزیزم .

سال نوی همتون مبارک . دعا کنید ماهی قرمز ما هم .....

نوشته شده در دوشنبه ٢٠ اسفند ۱۳۸٦ساعت ۱٢:٤۳ ‎ب.ظ توسط لاله نظرات () |

Design By : Night Melody