جوجه رزیدنت میشود !

( جوجه انترن سابق )

آدمیزاد همیشه در مقابل تغییرات میخواد مقاومت کنه . مثل منکه تا دیروز شدید چسپیده بودم به بخش و حاضر نبودم یه لحظه هم از اکسترنی دست بکشم ! در صورتیکه همین من (!!!) چند روز قبلترش داشتم سخنرانی میکردم که کاش زودتر انترن شم و خلاص شم از این پرونده بری و سطل آشغالی !!! به هر حال چه من بخوام و چه نخوام امروز آخرین روز اکسترنیم بود . آخرین روز بخش قلب که با کلی استرس وارده از سوی مسئولین محترم دانشکده و به عبارتی رسما به زور تونستیم بگیریم و کلا اتند و رزیدنت و انترن و اکسترن جمع خوبی داشتیم . همه چی خیلی خوب بود . برای پایان اکسترنی خاطره ی خیلی خوبی میتونست باشه ... ولی حیف که بعضی ها قادرن ۲۷ روز خاطره ی خوب رو تو یه لحظه تبدیل به نفرت کنن !‌ اینگونه شد که من امروز خیلی خوشحال و شنگول منگول بدون ناراحتی از بخش خارج شدم ... خداحافظ اکسترنی ...

..............................................

آنچه ما کردیم و تا کنون بر هیچ کس معلوم نبود .

گروه اکسترنی یک ما گروه جالبی بود !‌ کرکره خنده ! هر چی بلا سر اکسترنای بعدی اومد زیر سر نظرات و پیشنهادات ما بود ! نمونه اش بخش اعصاب که بعد ما کشیک اکسترنی تا ساعت ۹ گذاشته شد و بخش ای ان تی که گرفتن شرح حال و نت رایج شد و بخش بهداشت که بعد ما امتحان آسکی شد !!! گفتم شب آخر اکسترنی اعتراف کرده باشم شب با خیال آسوده سر رو بالشت بذارم !!!!

............................................

و آخرین شاهکار ما تو بخش قلب این که سحر به ترکی از مریضش می پرسید که درد سینه داشتی ؟ من و انترن یه صدا : مریض کرده. نمی فهمه. فارسی بپرس !‌ سحر به فارسی : آقا چست پین داری ؟؟؟ ( درد سینه به انگلیسی!!!‌)

 ...........................................

به کسانی که بهترین اسم رو برای بلاگ من بعد از انترن شدن انتخاب کنن بیست دستگاه زانتیا ریحان خواهد داد !!!!!

.............................................

و آخرین عکس اکسترنی ....

همچنان به زودی !

نوشته شده در دوشنبه ۱ بهمن ۱۳۸٦ساعت ۱٠:۳۸ ‎ب.ظ توسط لاله نظرات () |

Design By : Night Melody