جوجه رزیدنت میشود !

( جوجه انترن سابق )

امروز بالاخره رفتم ... تنهای تنها . رفتم کوه ... از اون بالا تمام شهر رو میشد دید . ساعتها محو شهری شدم که ازش متنفرم ... فکر کردم تنها بودن هم زیاد بد نیست ... اصلا بد نیست . در حالیکه تو این فکر غرق بودم زنگ زدم به یه دوست قدیمی ... خیلی قدیمی ... صداش رو که شنیدم یه گرمایی رو صورتم گفت تنهایی بده . خیلی بدتر از اون چیزی که فکرشو میکنید .
نوشته شده در چهارشنبه ٢ آبان ۱۳۸٦ساعت ۳:٥٠ ‎ب.ظ توسط لاله نظرات () |

Design By : Night Melody