جوجه رزیدنت میشود !

( جوجه انترن سابق )

تو زندگي هر دختر يا پسري تو سن و سال من لحظه اي هست كه بايد مهمترين تصميم عمرش رو بگيره . تصميمي كه شايد خيلي ها باهاش مخالفت كنن ولي همه چي بسته به توئه . اينكه بعله رو بگي و تا آخرش پاش وايستي يا اينكه بگي نه و هر چي پي آمد داره به جون بخري و تا آخر عمرت تاوانشو پس بدي . مهم اينه كه تو اين تصميم كه شايد اولين و آخرين ويا مهمترين تصميم عمرته و ديگه راه برگشتي نداره فقط تو مهمي خودت و خودت .

امروز من مهمترين انتخاب زندگيمو كردم . دو راه بيشتر نداشتم . اينكه قبول كنم و با همه خوبي ها و بدي هاش بسازم يا رد كنم حتي اگه خيلي گرون برام تموم شه . ميتونستم قبولش كنم با همه ي ترس ها و درد هاش و يا رد كنم با قبول تمام عوارضش . مهم فقط نظر من بود و من انتخابمو كردم . رد كردم !!!!

مهمترين تصميم زندگي من ختم به همون لحظه اي شد كه دكتر دو تا آمپول پني سيلين تجويز كرد ! قبولت كنم با شهامت يا بيخيالت شم با احتمال ابتلا به تب روماتيسمي در آينده ؟!!!

من انتخابمو كردم ! با اجازه ي بزرگترا نه خير !!!!!

نوشته شده در سه‌شنبه ۱۳ شهریور ۱۳۸٦ساعت ٦:٤٩ ‎ب.ظ توسط لاله نظرات () |

Design By : Night Melody