جوجه رزیدنت میشود !

( جوجه انترن سابق )

من  امروز راه افتادم تو ده ! چقدر مشهور بودم  خبر نداشتم ! همه سلام میدادن ! چند جا نهار دعوت شدم ! نون خریدم ! جاتون خالی نوناش خیلی خوشمزه بود ! از همین لواشای ماشینی خودمون !!! بدبخت شاطر کلی ذوق زده شد من این همه تعریف از نوناشون کردم ! میگفت اینا خوششون نمیاد ! یه تور نونوایی تبریز باید براشون بذاریم قدر اینا رو بدونن !!!   تو صف کلی با همه سلام علیک و قربون صدقه ی هم رفتیم !!! چقدر ساده ان اینا ! چقدر مهربون .... خوشا به حالت ای روستایی !!! به سرم زده پزشک خانواده شم تو یکی از این دهات !!!
نوشته شده در سه‌شنبه ٦ شهریور ۱۳۸٦ساعت ۱۱:۱۱ ‎ب.ظ توسط لاله نظرات () |

Design By : Night Melody