جوجه رزیدنت میشود !

( جوجه انترن سابق )

پدرمان داشتند سخنراني مي نمودند كه ما اگر سرمان هم برود دست به سوي كارت هوشمند سوخت فرزندمان دراز نمي كنيم ! ما هر نوع نياز به كارت هوشمند سوخت را انكار ميكنيم ! ما كاملا خودكفا هستشم ! ما اصلا خودمان به منابع بنزين دست يافته ايم و ..... ما هم هي لبخند به سوي او پرتاب ميكرديم و در دلمان مي گفتم اي ول ! چه پدري ! در همين حال بوديم كه فرمودند كليد ماشينمان را بدهيم مي خواهند بروند بيرون ! .... فكر نكني به خاطر بنزينه ها !‌ ماشين خودم تو پاركينگه حال ندارم درش بيارم !!!!

( شيطونه مي گه : ..... بابايي ! فكر نكني به خاطر بنزينه ها ! كليدم تو كيفمه حال ندارم درش بيارم !!!! )

نوشته شده در جمعه ٥ امرداد ۱۳۸٦ساعت ٢:۱۱ ‎ب.ظ توسط لاله نظرات () |

Design By : Night Melody