جوجه رزیدنت میشود !

( جوجه انترن سابق )

رفيق پشت تلفن داشت جوك تعريف ميكرد برا من كه يهو باباش گفت يه جوك جديد ! و شروع كرد به تعريف ! مامان رفيق گفت اه اينكه خيلي قديميه ! تو دفتر خاطرات رفيق دوران دبيرستانش خونده بودمش !!! رفيق يه كم شاخ شد ! پرسيد شما هر روز دفتر منو ميخونديد ؟ داداشش گفت نه من نگه ميداشتم آخر هفته يه جا ميخوندم !!!! جفتمونم خشكمون زد ! برا اينكه علاوه بر چرت و پرتاي خودمون هر از گاهي دفترامونو عوض ميكرديم و اون برا من مينوشت من برا اون ! هي رفيق ! آبرومون رفت !!!

نوشته شده در جمعه ۱٥ تیر ۱۳۸٦ساعت ۸:٠٧ ‎ب.ظ توسط لاله نظرات () |

Design By : Night Melody